RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2012 آگوست 10 - 3:08 ق.ظ بازدید: 27,881 کد:4453
 
ضرورت تدوین دیپلماسی دانشجویی فعال درمالزی

 مالزی-اختصاصی پایک نیوز: دیپلماسی در بدیهی ترین تعریف خود عبارت است از “پیشبرد اهداف مطلوب و سیاست خارجی یک کشور در عرصه سیال و متحول بین الملل”. دیپلماسی را معمولا سیاستمداران در بالاترین سطح تدوین و دیپلمات ها در سطوح پایین تر اجرا می کنند. این بسته به هنر و خلاقیت سیاستمداران و دیپلمات ها دارد که با توجه به ماموریت و وظیفه ای که به آنها واگذار شده  از یکسو و نیز شناخت و درک درستی که از محیط پیرامونی و محل خدمت خود در کشور خارجی بدست می آورند از سوی دیگر، بتوانند به درک درستی از بهترین نوع دیپلماسی برای پیشبرد اهداف محوله و از پیش تعیین شده دست یابند.

تاریخ سیاست خارجی کشورها سرشار است از تجربه های متفاوت در اتخاذ دیپلماسی های متنوع که بنا به اقتضاء زمان و مکان های مختلف اتخاذ شده است. بدون شک همگان دستکم یک بار اصطلاحاتی همچون “دیپلماسی نفت”، “دیپلماسی پینگ پنگ”، “دیپلماسی فوتبال”، “دیپلماسی پاندا” و دهها مورد از این دست را شنیده و یا در جاهای مختلف به عینه دیده ایم. با اینحال آنچه که طبیعت و ماهیت علوم انسانی و اجتماعی، که علوم سیاسی نیز از جمله آن است، اقتضا می کند این است که یک دیپلماسی واحد و منسجم تضمینی همراه با موفقیت صد درصدی وجود ندارد که بتوان در همه جا از آن استفاده کرد. و این بدین معناست که اگر هریک از انواع دیپلماسی های فوق در جایی جواب داده، لزوما تضمینی برای موفقیت آن در جاهای دیگر، حتی با شرایط و بافت فرهنگی و اجتماعی مشابه وجود ندارد. و اینگونه است که ماهیت چنین علومی را سیال و دیالکتیکی می نامند.

این نوشته برآن است تا با بیان جایگاه و موقعیت دانشجویان ایرانی در مالزی و نیز وضعیت موجود در این کشور به تبیین ضرورت تدوین یک دیپلماسی دانشجویی فعال در این کشور برای پیشبرد اهداف کشورمان در مالزی بپردازد.

الف: مبانی نظری “دیپلماسی دانشجویی فعال” برای مالزی

قبل از پرداختن به مبانی نظری و عملی دیپلماسی دانشجویی فعال، لازم است ابتدا تعریفی روشن از این نوع دیپلماسی ارائه دهیم. دیپلماسی دانشجویی فعال عبارت است “بهره برداری حداکثری  و فعالانه از پتانسیل دانشجویان ایرانی در مالزی برای پیشبرد اهداف و منافع ملی ایران”. همانطور که ملاحظه می شود، این تعریف ابتدایی بر سه محور عمده استوار است. 1- دانشجویان ایرانی، 2- کشور مالزی (ظرفیت ها، فرصت ها و چالش ها)، و 3- منافع ملی ایران. لذا برای تعریف مبانی نظری این نوع دیپلماسی باید به شناخت نسبتا جامعی از هریک از این سه محور دست یافت.

1- دانشجویان ایرانی در مالزی:

براساس آمار رسمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مالزی اولین مقصد دانشجویان ایرانی در سطح جهان است. شواهد موجود نشان می دهد علی رغم تمامی تمهیداتی که به کار گرفته شده، سیر ورود دانشجویان ایرانی به مالزی برای ادامه تحصیل همچنان صعودی است. در زمان حاضر در حدود 15 الی 20 هزار دانشجوی ایرانی (حدود 25 درصد کل جمعیت ایرانیان مقیم مالزی) در دانشگاه ها، مراکز آموزش عالی، مراکز کارآفرینی، موسسات زبان انگلیسی و یا مراکز آموزشی بین المللی این کشور مشغول به تحصیل هستند.  همچنین با کمی مسامحه می توان بین 15 تا 20 هزار نفر دیگر (25 درصد دیگر جمعیت ایرانیان مقیم مالزی) را نیز افراد وابسته به همین دانشجویان (مثلا خانواده، دوستان و ..) دانست که به هر دلیل به بهانه آنها در مالزی سکنی گزیده اند.

از لحاظ توزیع جمعیتی، دانشجویان ایرانی در دهها دانشگاه و کالج مالزیایی پراکنده هستند که رقم آنها در بعضی از دانشگاه ها از عدد 10 شروع و تا سقف 3000 نفر نیز می رسد. در بسیاری از دانشگاه ها و مراکز آموزشی مالزی، ایرانیان از لحاظ جمعیت دانشجویی در کنار دانشجویان کشورهای چین و اندونزی در رده اول تا سوم قرار دارند. در خیلی از دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی مالزی، در سر کلاس ها و آزمایشگاه ها و …. حتی غلبه نیز با دانشجویان ایرانی است. جالب آنکه بعضی از همین دانشجویان ایرانی از دانشگاه های مالزی فارغ التحصیل شده و به سرعت نیز جذب همین دانشگاه های محل تحصیل خود شده و تا درجات بالای آکادمیک و مدیریتی نیز پیش رفته اند.

از لحاظ میزان اشتغال به تحصیل دانشجویان ایرانی در دانشگاه ها مورد تایید ایران، تنها در حدود 5 الی هفت هزار نفر از دانشجویان ایرانی (یک سوم مجموع کل) در دانشگاه های مورد تایید وزارت علوم و یا وزارت بهداشت ایران مشغول به تحصیل هستند، سایر آنها (13 الی 15 هزار دانشجوی دیگر) در سایر دانشگاه ها و مراکز آموزشی مالزی مشغول به تحصیل هستند که مورد تایید ایران نمی باشند.

از لحاظ سهم علمی و میزان مشارکت علمی دانشجویان ایرانی در مالزی، براساس آخرین آمار موجود در وبسایت رایزنی علمی دانشجویان جنوب شرق آسیا، دانشجویان ایرانی مقیم مالزی در سال های اخیر بیش از 5 هزار مقاله در نشریات معتبر علمی چاپ، حدود 7 هزار مقاله در سمینارها و کنفرانس های علمی ارائه و 271 اختراع در این کشور به ثبت رسانه اند. توضیح اینکه این آمار تنها مربوط به آن دسته از دانشجویانی است که در دانشگاه ها و مراکز آموزشی مورد تایید وزارت علوم ایران مشغول به تحصیل هستند (یعنی یک سوم دانشجویان ایرانی مقیم مالزی). در صورت احتساب مقالات و اختراعات کلیه دانشجویان ایرانی مقیم مالزی، این آمار به مراتب بیشتر از این خواهد بود.

بنابراین آنهایی که از نزدیک با مالزی آشنایی دارند و شرایط و بافت فرهنگی و اجتماعی این کشور را می شناسند و از سوی دیگر جامعه ایرانیان مقیم مالزی را نیز به خوبی شناخته و ماهیت آن را درک می کنند، می توانند به خوبی پتانسیل عظیم دانشجویی نهفته در این کشور را دریابند به عنوان مثال فعال بودن حدود 20 هسته علمی دانشجویی، برپایی اولین کنفرانس علمی و فراگیر دانشجویان ایرانی در سال گذشته، تجربه برپایی چندین سمینار و کارگاه آموزشی دانشجویی، واداشتن دانشگاه های مالزی به برسمیت شناختن برخی از مهمترین تعطیلات رسمی ایرانیان همچون عید نوروز، تجربه چند سال پیش دانشجویان ایرانی دانشگاه یو.پی.ام که طی یک سلسله اعتراضات پی در پی مانع از پخش فیلم موهن 300 در شبکه های ماهواره ای این کشور شدند و دهها مورد دیگر تنها بخشی از این پتانسیل بسیار بالای دانشجویان ایرانی در مالزی است. همه این تجارب نشان داده که این قشر ظرفیت خیلی بالایی برای نفوذ در لایه های مختلف اجتماعی و مدیریتی این کشور حتی در سطوح بالای دولتی مالزی دارد و این بدیهی البته از چشمان تیزبین هیچ ناظری نیز غافل نمانده است.

2- مالزی: ظرفیت ها، فرصت ها و چالش ها:

مالزی را در بهترین حالت می توان یک کشور متوسط در حال توسعه تعریف کرد. با اینکه این کشور در منطقه جنوب شرق آسیا و بویژه در بین کشورهای آ.سه.آن کارنامه درخشانی در عرصه های مختلف توسعه دارد، برای اثبات خود به عنوان یک عنصر فعال و بازیگر مهم در عرصه بین المللی راه درازی در پیش دارد.

از لحاظ سیاسی مالزی عمدتا سرگرم مسائل داخلی، بویژه دستیابی به اهداف توسعه ای است که در چهارچوب برنامه بلندمدت این کشور موسوم به مالزی 2020 دنبال می شود. لذا به همین دلیل این کشور پیگیر ایدئولوژی خاصی در سطح بین المللی نیست و گرایش حاکم براین کشور همگامی محافظه کارانه با روند و گرایش حاکم در جامعه بین الملل با سمت و سوی افزایش منافع ملی، بویژه حفظ وجهه بین المللی خود به عنوان یک کشور آرام، میانه رو و صلح طلب است و در این راستا حتی حاضر به چشم پوشی از خیلی از منافع کمتر در برابر منافع بیشتر، ولو کوتاه مدت، نیز می باشد. با وجود داشتن سابقه عضویت در شورای امنیت سازمان ملل (عضو غیر دائم) و نیز عضویت در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای، با این حال اتحادیه آ.سه.آن، سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد به ترتیب مهمترین بستر فعالیت های بین المللی این کشور می باشد.

از لحاظ اقتصادی مالزی به شدت به سرمایه گذاری خارجی نیازمند است. با وجود مدیریت بهینه منابع در این کشور، بحران اخیر مالی در سال 2011 نشان داد که این کشور هنوز هم نمی تواند بدون اتکاء به سرمایه گذاری مستقیم خارجی روند روشد سریع خود را حفظ کند، هر چند ممکن است بتواند بدون آن در حالت ایستایی دوام بیاورد. ضمن آنکه تمام اهداف بلندپروازانه ای که این کشور همچون “تبدیل شدن به قطب آموزشی در منطقه شرق آسیا”، “تبدیل شدن به یکی از مراکز عمده گردشگری در جهان”، “تبدیل شدن به یکی از کشورهای پردرآمد تا سال 2020″ و… دنبال می کند، شدیدا نیازمند سرمایه گذاری های مستقیم خارجی است.

از لحاظ فرهنگی نیز مالزی یک کشور چند فرهنگی است و با توجه به حضور اقوام و نژادهای مختلف در این کشور، مالزی روابط تاریخی و فرهنگی نسبتا خوبی با خیلی از کشورهای پیرامونی همچون چین، هند، اندونزی و نیز کشورهای اسلامی خاورمیانه همچون ایران، عربستان، مصر و …. دارد.

 در ارتباط با ایران، رابطه دوکشور بیشتر رابطه فرهنگی و انسانی است تا رابطه سیاسی و ایدئولوژیکی و یا حتی تجاری و اقتصادی. شاید در گذشته، و بویژه در دوران صدارت ماهاتیر محمد در این کشور، روابط سیاسی و ایدئولوژیکی مبتنی بر همگرایی در مبارزه با استکبار و دفاع از استقلال کشورهای جهان سوم مبنای روابط بین دو کشور بوده، اما این همگرایی در سال های اخیر روند نزولی یافته است.  به طوری که در زمان حاضر گرایش سیاسی این کشور بیشتر به سمت غرب بویژه آمریکا و اروپا و سپس نیز کشورهای اسلامی- عربی همچون عربستان، مصر و … بوده است

از لحاظ تجاری و اقتصادی نیز وضعیت مالزی دقیقا تابعی از روابط سیاسی این کشور با سایر کشورهاست. به طوریکه در حالیکه آمریکا بزرگترین شریک تجاری مالزی محسوب می شود، و حتی بنا به روایتی این کشور پانزدهیمن شریک تجاری اسرائیل محسوب می شود، ولی کشور ایران حتی در بین 30 کشور اصلی شریک تجاری مالزی نیز نمی باشد.

لذا آنچه باقی می ماند و می تواند مبنای اصلی توسعه روابط ایران و مالزی قرار گیرد، روابط فرهنگی و انسانی بین دو کشور است که به صورت تاریخی از گذشته های دور و از زمان مهاجرت تجار و بازرگانان ایرانی در زمان نادرشاه به منطقه شرق آسیا و نفوذ فرهنگ ایرانی در این منطقه آغاز، و تا به امروز نیز براساس محورهایی همچون تشابه دینی (اسلام)، نفوذ فرهنگی، نفوذ زبانی  و نیز حضور تعداد زیادی از ایرانیان و بویژه دانشجویان ایرانی در این کشور دنبال شده است.

البته داشتن چنین روابط غنی و قوی فرهنگی با سابقه تاریخی از جمله امتیازات و نقاط قوت روابط بین ایران و مالزی است، چراکه سابقه تمدن بشری نشان داده که عنصر فرهنگ همواره بر عنصر اقتصاد و سیاست غالب بوده است، با اینحال مسائل فرهنگی همیشه تیغ دولبه است و هموراه با چالش ها و مسائلی همراه است و مدیریت آن ظرافت و تیز بینی خاصی می طلبد. و این بدین معنی است کسانی که درصدد مدیریت چنین رابطه ای و تنظیم ابعاد آن هستند باید بتوانند اول از همه یک شناخت جامع از تمامی فرایندها و جریانها و کنشگران مختلف جاری و ساری در عرصه های این دو جامعه در ذهن داشته و آنها را در یک چهارچوب و نظام معرفتی منسجم تجزیه و تحلیل نماید. به عبارت دیگر، مدیریت چنین جامعه ای که محوریت انسانی و فرهنگی دارد، مدیرانی فرهنگی، خلاق و آشنا با مسائل انسانی می طلبد که بتواند پویایی و اقتضائیات مفاهیمی همچون اجتماع، فرهنگ، دین، جوان، خانواده و جریان و سَیَلان نهفته در آنها را درک کنند.

3- منافع ملی:

منافع ملّی به طور کلی دارای دو بعد متفاوت و در عین حال مرتبط باهم است:1- بعد داخلی و 2- بعد خارجی و بین المللی.

1- بعد داخلی یا درون گرا،که ناظر به‌ ایجاد نظم،آرامش و ایمنی داخلی، تأمین منافع عمومی بخصوص توانائی‌ حکومت یا دولت در جهت برآوردن توقّعات روزافزون جامعه و بالاخره توسعه‌ مترقیّانه فرهنگ و تمدن جامعهء مورد بحث است. در بعد داخلی، طرفداران اندیشه اجتماعی، منافع ملی را به طور وسیع “خیر عموم” تعریف کرده و ضامن هستی و موجودیت یک ملت می دانند. به عبارت دیگر منافع ملی پیوند دهنده افکار ومساعی تمام اقوام ساکن در یک کشور است واقوام وگروه های انسانی برای این که به عنوان یک ملت تعریف شوند باید چیزی را به عنوان “خیر ومصالح ومنافع مشترک” بین هم قبول واحترام کنند. این “خیر عموم” همچنین سر چشمه ی تمام اعتبار واقتدار یک ملت نیز می باشد.

2- بعد خارجی یا برون گرا، که‌ ناظر به نحوهء تعیین جایگاه یک کشور در صحنهء بین‌المللی است.در عرصه سیاست خارجی، هانس جی مورگانتا، یکی از بزرگترین نظریه پردازان روابط بین المللی، نظریه واقعگرایی سیاست های بین المللی را بر مبنای مفهوم “منافع ملی” بنا می نهد. مورگانتا منافع ملی را آن بخش از منافعی تلقی می کند که دولتها در یک برهه زمانی خاص و در پرتو شرایط سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ، سیاست خارجی خود را بر مبنای آن تنظیم می کنند و در روابط خود با سایر کشورها در پی تحقق آن هستند”.

منافع ملی تنها محدود به منافع اقتصادی نیست. بلکه منافع ملی در شرایط و زمان های مختلف دارای عناصر مختلفی است. اندیشمندان حوزه روابط بین الملل همچنین عناصر منافع ملی را در دسته بندی های مختلف طبقه بندی کرده اند. “ایدئولوژی”، “امنیت ملی”، “دین”، “فرهنگ”، “اقتصاد”، “زبان”، “علم و دانش” و … از آن جمله اند.

همچنین در صحنه سیاست بین الملل (و در این مورد مالزی)، آنچه که باید در ارتباط با منافع ملی مورد توجه قرار گیرد، شناسایی “منافع همگون”، “منافع متعارض” و “منافع مختلط” بین دو کشور است.

الف) منافع همگون: زمانی است كه تحصیل منافع ملی یک کشور موجب نقض منافع دیگران نشود. به عنوان مثال مالزی در راس برنامه های توسعه خود به دنبال تبدیل شدن به قطب آموزشی در منطقه جنوب شرق آسیا است و لذا به دنبال جذب حداکثری دانشجویان خارجی است. از سوی دیگر، ایران نیز به دنبال اعزام دانشجو به خارج از کشور، استفاده از تجربیات دیگران، کسب علم و دانش دیگران و … است. لذا حضور دانشجویان ایرانی در مالزی برای هر دو طرف مفید است و بالقوه آسیبی برای منافع ملی هیچ یک ندارد.

  ب) منافع متعارض: زمانی است لازمه تحصیل منافع ملی یکی، خسارت آوردن به منافع دیگری و بی‌توجهی به خواسته‌های آن‌ می‌باشد. برد یك بازیگر به باخت دیگری پیوند خورده است. به عنوان مثال، دولت مالزی بارها اعلام داشته که با هرگونه فعالیت سیاسی اتباع خارجی در این کشور، قاچاق مواد مخدر، نقض قوانین ملی این کشور، فعالیت های تحریک کننده هارمونی موجود در این کشور و …. به شدت مخالف است. چرا که ناقض منافع ملی این کشور است.

   ج) منافع مختلط: زمانی که منافع ملی یکی با میزانی از اشتراك و تعارض منافع ملی دیگری آمیخته شده است. در هر مبادله میزانی از برد با میزانی از هزینه و باخت عجین شده است. در ارتباط با ایران و مالزی، شاید فعالیت های دینی و مذهبی را بتوان در این مقوله قرار داد. به عنوان مثال مادامی که فعالیت های مذهبی ایران در این کشور در راستای منافع عمومی مسلمانان باشد، می تواند دارای وجه مشترک باشد. با اینحال زمانی که این فعالیتهای رنگ بوی ایدئولوژی خاصی، مثلا شیعی، داشته باشد، با منافع ملی این کشور در تعارض قرار می گیرد.

با توجه به آنچه که در بالا گفته شد، اولا نباید فراموش کرد که ما در مالزی مهاجر هستیم و این کشور در واقع بستر اجرای دیپلماسی ماست، لذا باید به دنبال به حداکثر رساندن منافع همگون، به حداقل رساندن منافع متعارض، و ایجاد توازن دوسویه در منافع مختلط بود. دوم اینکه، در بین تمامی عناصر متداخل “منافع ملی” دو کشور، حضور دانشجویان ایرانی در این کشور به شرطی که خوب و فعالانه مدیریت شود، می تواند قوی ترین عنصر و محور تامین کننده “منافع ملی” کشورمان و نیز کشور مالزی باشد. چرا که هم ایران می تواند به بهترین نحو از این پتانسیل برای پیشبرد اهداف و منافع خود استفاده کند و هم مالزی برای رسیدن به اهداف خود (تبدیل شدن به قطب آموزشی در منطقه) به دانشجویان ایرانی شدیدا نیاز دارد. با اینحال همانطور که گفته شد این امر مستلزم مدیریت فعالانه و خلاقانه این جریان (پدیده حضور دانشجویان ایرانی در مالزی) می باشد.

ب: الگوی عملی دیپلماسی دانشجویی فعال

هم اکنون با توجه به مبانی نظری فوق می توان به توسعه یک الگوی عملی از یک “دیپلماسی دانشجویی فعال” پرداخت.

10 محور عمده دیپلماسی دانشجویی فعال در مالزی

آنهایی که با دیپلماسی به طور کلی و با دیپلماسی فرهنگی به طور خاص آشنایی دارند و یا حتی تجربه کشورهای موفق در این زمینه را مطالعه کرده اند، می دانند که توسعه چنین دپلماسی دانشجویی ای می تواند بر مبنای محورهای زیادی استوار باشد که دامنه آن از حوزه فعالیت های سیاسی و فرهنگی گرفته تا حوزه های اقتصادی، دین، تجارت و … را شامل می شود. 10 محور عمده این نوع دیپلماسی را می توان به شرح ذیل برشمرد:

1- استفاده از دانشجویان در توسعه روابط دو کشور: روسای جمهوری و مقامات کشورها معمولا در دیدارهای دوجانبه و چند جانبه از ابزارهای و نمادهایی برای تجسم نوع دیپلماسی بین دو کشور استفاده می کنند. مقامات چینی عموما در دیدار با مقامات بلندپایه برخی کشورها همیشه یک یا دو عدد “پاندا” به همراه دارند و از آن به عنوان نماد استفاده می کنند. مقامات ایرانی نیز می توانند در دیدار با مقامات مالزیایی چند دانشجو ایرانی مقیم این کشور را به همراه داشته و از آن به عنوان نماد روابط دو کشور و نیز یادآوری برخی از مسائل (از جمله ارز آوری 360 میلیون دلاری دانشجویان ایرانی برای مالزی، سهم برجسته علمی و اختراعات و فعالیت های تحقیقاتی آنها و …) به مقامات مالزیایی استفاده کنند. قطعا استفاده از ظرفیت دانشجویان تحول زیادی در روابط دو کشور ایجاد خواهد کرد.

2- توسعه زبان فارسی: خوشبختانه مالزی به دلیل ماهیت زبان رایج در این کشور و نیز شباهت های زیادی که در ریشه زبان رسمی این کشور با زبان فارسی وجود دارد، استعداد زیادی برای توسعه زبان فارسی دارد. با توجه به حضور حدود 20 هزار دانشجوی ایرانی در این کشور می توان برنامه های مختلفی همچون برگزاری دوره های آموزش زبان فارسی در دانشگاه های مالزی، تشویق دوستان مالزیایی به آموختن زبان فارسی، تدوین جزوه های آموزشی زبان فارسی، برجسته ساختن ریشه های فارسی کلمات، اصطلاحات و واژه های زبان مالایی و در نهایت کمپین “هر دانشجو یک فارسی آموز” به اجرا گذاشت.

3- شناساندن فرهنگ و تمدن ایران: مالزیایی ها تا قبل از ورود دانشجویان ایرانی به این کشور خیلی با فرهنگ و تمدن ایران آشنایی نداشتند و در بهترین حالت شناختشان به اندیشمندان صدر انقلاب و یا سیاستمدارانی که هر روزه سوژه رسانه های غربی هستند، محدود بود. اما امروزه در سطح دانشگاهی و روشنفکری آنها دیگر سعدی، ابوعلی سینا و … را عرب نمی دانند. خیلی از آنها امروز به خوبی با افکار امام خمینی (ره)، دکتر شریعتی، علامه طباطبایی، دکتر مهدی گلشنی، و … آشنایی دارند. می دانند مولوی، نویسنده مثنوی-معنوی شاعر ایرانی است و دستکم نام شاهنامه فردوسی را شنیده اند. استادان مالزیایی به دلیل حضور تعداد زیادی ایرانی در سرکلاس هایشان مجبورند به صورت روزانه اخبار و اطلاعات خود در مورد پیشرفت های ایران از جمله در زمینه انرژی هسته ای، فناوری نانو، توسعه ماهواره ای و … به روز کنند.  باید از این فرصت استثنایی به صورت هدفمند استفاده کرد. برای این منظور شاید یارگیری علمی و دانشگاهی، تدوین پروژه های علمی و تحقیقاتی مشترک، ترجمه متون علمی فارسی به زبان مالایی، معرفی نخبگان ایرانی و نیز آثار برجسته آنها به جامعه علمی و آکادمیک مالزی و …. راهکارهای مناسبی باشند.

4- معرفی مناسبت های ایرانی و گنجاندن آنها در تقویم مالزی: قابلیت و پتانسیل بین المللی ساختن مناسبت ها و ایام تاریخی ایران به دلیل فرهنگ کهن و غنی ای که دارد، بسیار بالاست. عید نوروز، جشن سده، پانزده خرداد، روز معلم، روز پرستار، روز دانشجو و … تنها برخی از این مناسبت هاست که چنین قابلیتی را دارد. خوشبختانه دانشجویان ایرانی به صورت رسمی (همکاری با مراجع رسمی) و یا خودجوش اقدامات مهمی در این زمینه انجام داده اند. به عنوان مثال دانشگاه یو.ام به طور غیر رسمی روز اول و دوم نوروز را برای دانشجویان ایرانی تعطیل اعلام کرد. علاوه بر آن در سطح رسمی، ایرانیان مقیم مالزی همه ساله روزها و مناسبت های ایرانی را به صورت باشکوه جشن می گیرند. خوب است این مراسم ها و جشن ها از حالت صرفا داخلی و ایرانی خارج شده و بعد بین المللی به خود بگیرد. در صورت برگزاری این مراسم در دانشگاه ها و نیز تدوین یک سیاست دانشجویی فعال تصور “حضور یک دانشجوی خارجی به همراه هر دانشجوی ایرانی” در چنین مراسمی دور از انتظار نیست.

5- معرفی ایران و مراکز تاریخی و توریستی: چنانچه یک استراتژی مدون وجود داشته باشد، برپایی نمایشگاه های فرهنگی و توریستی با هدف معرفی جاذبه های تاریخی و فرهنگی ایران به صورت دوره ای در دانشگاه های مختلف مالزی، سازمان دهی تورهای دانشجویی، معرفی جاذبه های توریستی ایران به زبان مالایی و … می تواند بسیار کارگشا باشد. دانشجویان ایرانی به اعتراف دوست و دشمن بیشترین عرق ملی را دارند. نباید این فرصت استثنایی را از دست داد.

6- معرفی نمادها و سمبل های خاص ایرانی: در دانشگاه لیم کوک وینگ شعبه مالزی که بیش از 9 هزار دانشجو دارد، تقریبا تمامی آنها با “قورمه سبزی” به عنوان یک غذای ایرانی آشنایی کامل دارند. آنها به خوبی می دانند که ایرانی ها “چایی” دوست دارند و در مواجهه با ایرانیان، آنها را به چایی دعوت می کنند و از این ضرب المثل “چایی لبریز و لبسوز” استفاده می کنند. پسته، باقلوا، گز و … هم از دیگر تنقلات دوست داشتنی در بین دانشجویان خارجی این دانشگاه محسوب می شود. آنها در مواجهه با ایرانی ها دست می دهند، از جایشان بلند می شوند و کاملا با خلق و خوی ایرانی ها آشنایی دارند. حضور حدود 20 هزار دانشجوی ایرانی یک فرصت استثنایی برای شناساندن این نمادها و سمبل ها به دیگران است.

7- برگزاری نشست ها، سمینارها و کنفرانس علمی بین دانشگاهی: دانشجویان می توانند حلقه اتصال خوب و مطمئنی بین دانشگاه های دو کشور باشند. در سال 2009، هسته دانشجویی “ارتباطات و فناوری اطلاعات” یک سمینار علمی با همکاری مشترک دانشگاه یو.پی.ام مالزی و دانشگاه علامه طباطبایی برگزار کرد که نتایج خوبی از جمله آشنایی دو دانشگاه با یکدیگر، برگزاری چند دیدار دوجانبه بین استادان حاضر در سمینار، انتشار کتاب مجموعه مقالات مشترک و … به همراه داشت. در سال گذشته (2011) به همت رایزنی علمی  و هسته های علمی دانشجویی مستقر در مالزی، اولین کنفرانس علمی و فراگیر دانشجویان ایرانی در مالزی برگزار شد و در آن دانشجویان ایرانی در یک حرکت جمعی به ارائه بیش از 300 مقاله خود پرداختند. به جرات می توان گفت که این سمینار یکی از معدود سمینارهای برگزار شده در مالزی بود که اولا در آن در بیش از 300 مقاله ارائه می شد و دوما تمام ارائه دهندگان آن تنها از یک میلیت خارجی، ایرانی، بودند. با توجه به حضور چنین پتانسیلی در دانشگاه های مالزی، به جرات می توان گفت دانشجویان ایرانی که تقریبا در تمامی دانشگاه های مالزی حضور دارند می توانند مبدع ایجاد، تداوم و توسعه روابط و همکاری های علمی و تحقیقاتی بین دانشگاه های دو کشور باشند.

8- برپایی دیالوگ های فرهنگی و اجتماعی دوجانبه: با توجه به حضور بیش از یکصد هزار ایرانی در مالزی و نیز ضرورت ادغام فرهنگی صحیح، دانشجویان به عنوان قشر فرهیخته می توانند تسهیل کننده ارتباطات فرهنگی، اجتماعی و دینی بین دو کشور و نیز عامل رفع هرگونه سوء تفاهم و … از سوی طرف مقابل باشند. واقعیت این است که در زمان حاضر هم جامعه ایرانی مقیم مالزی از فقدان شناخت واقعی میزبان خود رنج می برد و هم مالزی میهمانان خود را به طور درست نمی شناسد. همین مساله باعث ایجاد برخی سوء تفاهامات فرهنگی، اجتماعی و دینی شده است. با توجه به روند افزایشی تعداد ایرانیان در مالزی، برگزاری دیالوگ های فرهنگی و اجتماعی با حضور هر دو طرف بسیار ضروری است که اولین آنها می تواند تنها با هدف “شناخت” یکدیگر باشد. دانشجویان می توانند در این زمینه نقش نمایندگان فرهنگی کشورمان را ایفاء کنند.

9- کسب درآمد و توسعه روابط اقتصادی: یک محاسبه ساده و سرانگشتی نشان می دهد که دانشجویان ایرانی در مالزی ماهیانه 30 میلیون دلار و سالیانه 360 میلیون دلار (بر مبنای متوسط هزینه 1500 دلار در ماه توسط هر دانشجو) هزینه می کنند. حضور این تعداد دانشجو در مالزی از لحاظ اقتصادی اگرچه در ظاهر تنها به نفع مالزی است، اما می تواند به طور غیر مستقیم به نفع ایران نیز باشد. دانشجویان ایرانی انصافا جزء برترین دانشجویان خارجی مقیم مالزی بوده و هستند. خیلی از آنها در بدو ورود به دانشگاه ها موفق به گرفتن بورسیه و یا کمک هزینه های عالی شده اند. خیلی از دانشجویان ایرانی در کنار کارهای علمی و تحصیلی وارد بازار کار شده و با استفاده از مهارت های و دانش خوبی که دارند، بزینس های پردرآمد راه اندازی کرده اند. علاوه بر آن حضور این  تعداد دانشجویان ایرانی در مالزی به همراه خانواده ها و دوستان و آشنایان آنها در این کشور باعث ایجاد مشاغل و فرصت های شغلی زیاد و پر درآمدی برای طبقه تجار و بازرگانان ایرانی نیز شده است. شاید باور اینکه در هفته دهها پرواز هواپیمایی مستقیم بین ایران و مالزی در جریان است، در مالزی در حال حاضر بیش از 60 رستوران ایرانی، دهها صرافی، دهها موسسات نقل و انتقال دانشجو، دهها مجله فارسی، هفته نامه خبری و وبسایت خبری، دهها سوپرمارکت، شیرینی فروشی، فالوده شیرازی، نانوانی، قصابی، کفاشی، ارایشگاه، خیاطی و …. وجود دارد، تنها در سایه حضور این میزان دانشجو قابل تصور باشد.

10 – شناسایی پتانسیل ها و ایده های جذاب در مالزی و انتقال آن به ایران: مالزی در چند دهه گذشته یکی از کشورهای پیشرو، دستکم در منطقه جنوب شرق آسیا، از لحاظ توسعه اقتصادی، اجتماعی، علمی و تحقیقاتی بوده است. این کشور بنا به اقتضای چالش ها و بحران هایی که با آن مواجه بوده، تجارب ارزشمندی در حوزه های مختلف کسب کرده است. از سطوح کلان در حوزه های توسعه وحدت ملی، مدیریت و برنامه ریزی بلند مدت، مدیریت بحران های مالی، مدیریت بحران های فرهنگی و اجتماعی در یک جامعه چند قومی، چند مذهبی، چند نژادی و چند زبانی گرفته تا سطوح خرد همچون فرهنگ سازی در زمینه رانندگی، توسعه بهینه پارکینگ ها، نظم عمومی و …. که حتی در بسیاری از موارد کشورهایی همچون ایالات متحده آمریکا خواستار استفاده از این تجربیات شده است. دانشجویان ایرانی که در مهمترین مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی این کشور به سر می برند، قطعا می توانند نقش موثری در انتقال این ایده ها و تجارب به ایران داشته باشند. برای این منظور شاید طراحی یک وبسایت مختص انعکاس ایده ها و تجارب از مالزی به ایران مفید باشد.

سخنی با دانشجویان

در ادبیات سیاسی معاصر، عنوان “دیپلمات” تنها به نمایندگان رسمی کشورها یا سفرا و رایزنان رسمی مستقر در سفارتخانه ها اطلاق نمی شود. امروزه هر انسان فرهیخته ای، در هر مقامی اعم از دانشجو، استاد، محقق، تاجر، بازاری و …، که به نحوی بتواند فرهنگ و تمدن مادری خود را نمایندگی کند، را می توان دیپلمات و سفیر دانست. بدون شک با داشتن بین 15 تا 20 هزار دانشجو در مالزی، به جرات می توان گفت که ایران در حدود 15 تا 20 هزار سفیر و دیپلمات در این کشور دارد و ای بسا چه کسی فرهیخته تر و تواناتر از “دانشجو” که بتواند به خوبی فرهنگ، تاریخ و تمدنی به وسع فرهنگ، تاریخ و تمدن کشور عزیزمان ایران را درمالزی نمایندگی کند.

 خوشبختانه وضعیت دانشجویان ایرانی در مقایسه با پنج  شش سال پیش کاملا فرق کرده است. در آن زمان تعداد دانشجویان ایرانی به سختی به عدد 300 می رسید. میزان شناخت ما از پیچ و خم های زندگی در مالزی، امکانات و فرصت های این کشور، چالش های فرهنگی و اجتماعی و … به اندازه الان نبود. اما امروزه خوشبختانه ظرف شناخت ما تقریبا به اندازه قابل قبولی پُر است. عمیقا معتقدم که دانشجویان ایرانی پس از چندین سال تجربه تحصیل و اقامت در این کشور به یک خودآگاهی و خِرد جمعی رسیده اند که بتوانند اقدام به یک حرکت فرهنگی دسته جمعی و جنبشی در این زمینه بکنند.

از سوی دیگر جامعه مالزی، و بویژه جامعه دانشگاهی این کشور نیز به خوبی نسبت به اهمیت و نقش جامعه دانشجویی ایرانیان پی برده و آنرا به رسمیت می شناسند. براساس شواهد موجود، در اکثر قریب به اتفاق دانشگاه های مالزی مسئولان دانشگاه ها در هرگونه تصمیم گیری و سیاست گذاری جامعه ایرانیان را مورد توجه خاص قرار می دهند. کما اینکه در بسیاری از همین دانشگاه ها انجمن ها، هسته های علمی، گروه های صنفی ایرانی فعال بوده و در ارتباط دائم با مسئولان دانشگاه های مربوطه می باشند.

این شناخت دوجانبه به علاوه امکانات و فرصت های بی نظیری که در دانشگاه ها مالزی وجود دارد، همچون وجود پشتوانه دانشگاهی و آکادمیک برای هر اقدام علمی و فرهنگی، بودجه های علمی و فرهنگی این دانشگاه ها، سالن ها، تالارها، آزمایشگاه ها و دیگر امکانات معنوی و فیزیکی که عموما می تواند به صورت رایگان در اختیار دانشجویان ایرانی قرار گیرد، فرصت بی نظیری برای ما ایجاد کرده که به جرات می توان گفت مشابه آن در کمتر کشور ثالث دیگری می تواند وجود داشته باشد.

علی رغم همه اینها، متاسفانه جامعه دانشجویی ما هنوز از فقدان یک نوع تحرک فرهنگی و پویایی اجتماعی جمعی رنج می برد. این فقدان پویایی فرهنگی و پویایی منجر به همان دغدغه و نگرانی عمومی و بنیادینی شده که همه ما ایرانی ها از آن رنج می بریم، یعنی فقدان شناخت صحیح و درست مالزیایی ها از ما. اینکه آنها هنوز نمی دانند زبان فارسی یک زبان مستقل با قدمت چند هزار ساله است، ایرانی ها عرب نیستند، ما یکی از پیشگامان صنعت فیلم و سینما در جهان هستیم، ما اساتید و شخصیت های برجسته و بین المللی زیادی داریم، ما در زمینه انرژی صلح آمیز هسته ای در باشگاه کشورهای تولید کننده سوخت هسته ای هستیم، جزء معدود کشورهای دارای فناوری تولید و پرتاب ماهواره به فضا هستیم، ما در ایران منار جنبان، چغازنبیل، تخت جمشید، مسجد گوهرشاد، دانشگاه های برجسته، جندی شاپور، رستوران های عالی، تالارهای بزرگ، شهربازی های پیشرفته، هتل های چند ستاره، اتوبان های بزرگ و …. داریم.

لازمه رهایی ازهمه این رنج ها و عذاب ها و افزایش آگاهی جامعه میزبان مان از تاریخ، فرهنگ و تمدن کهن ایران، آغاز یک جنبش دانشجویی ایرانی با هدف پر کردن این شکاف آگاهی و نیز معرفی و شناساندن ایران برپایه محورهایی است که در بالا به آنها اشاره شد. البته بسیار بهتر می بود که چنین دیپلماسی دانشجویی ای به صورت جدی و هدفمند توسط دولت و دستگاه های ذی ربط وجود می داشت، اما در فقدان آن و یا هرگونه کم توجی به چنین پتانسیلی، رسالت میهنی و عرق ملی ما دانشجویان ایجاد می کند که خود و به صورت خودجوش دست به کار شویم. قطعا دست یابی به آنچه در بالا اشاره شد، بویژه با توجه به شرایط و ظرفیت های خوبی که امروزه در دانشگاه های مالزی برای ما فراهم است، درصورت بالازدن آستین همت خیلی دور از انتظار نیست. پایان.

* نوشته: عباس قنبری

در این زمینه بیشتر بخوانید:  آسیب شناسی حضور ایرانیان در مالزی-بخش اول، آسیب شناسی حضور ایرانیان در مالزی: بخش دوم،

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

Comments are closed.