RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2012 اکتبر 29 - 2:10 ق.ظ بازدید: 10,643 کد:5056
 
نقدی بر ویدئو “این روزها” در مورد وضعیت ایرانیان مالزی


مالزی: گزارشگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در مالزی اخیرا اقدام به تهیه ی گزارشی با نام “این روزها” در جهت بررسی مشکلات دانشجویان ایرانی مالزی و انتقال به اصطلاح درد و دل های آنها پس از نوسانات اخیر ارز نمود. ویدئو مربوط به این گزارش سریعا در میان رسانه های ارتباط جمعی ایرانیان مالزی و شبکه های اجتماعی پخش شد. شاید بتوان دلایل پررنگ شدن این ویدئو را در مقایسه با دیگر کارهای رسانه ای در هول و هراسی که بعد از افزایش چشم گیر نرخ ارز در میان جوانان ایرانی و مخصوصا دانشجویان خارج از کشور افتاده است بررسی کرد. اما اینکه واقعا چه هدفی در پس این ویدئو بوده جای ابهام دارد و باید تحلیل معنایی و ساختاری در ارتباط با آن صورت گیرد.

مطلب قابل توجه مخاطب گزارش “این روزها” است. این گزارش از همان جملات ابتدایی با لحن روایی و مونولوگی آوایی شروع می شود. جمله هایی که آرام در یک پس زمینه تاریک و رمانتیک و حتی تا گونه ای گوتیک و ترسناک ظاهر گشته و محو می شوند. گویی که سرگذشت دردناک آوارگانی جنگ زده دارد برای مستندی قبل از یک سریال پرمخاطب شبانگاهی روایت می شود.  “آیا کسی از جوانان ایرانی مالزی خبر دارد؟”، “برادر ما همه مسئولیم!” نکته جالب توجه این است مخاطب گزارش در واقع فردی موهومی است. این برادر کدام برادر است؟ چه کسی باید به مشکلاتی که برای دانشجویان ایرانی رخ داده و خواهد داد توجه کند؟ آیا این مخاطب ایرانیان مالزی هستند؟ در این صورت در بهترین حالت این ویدئو می تواند آئینه ای باشد که دانشجویان ایرانی صبح قبل از رفتن به دانشگاه تصویر خود را در آن ببینند. آئینه ای که حتی در گزارش “این روزها” تا حد زیادی سیاه، کدر و دست دوم به نظر می آید. آنها خود از عمق مشکلات خودشان خبردار هستند و آئینه واقعیت بسیار شفاف تر و براق تر از آئینه صدا و سیما روبه روی چشم هایشان است. فرض کنیم مخاطب آن والدین این دانشجویان یا هموطنان ساکن وطن هستند. آنها دقیقا برای این جوانان در گزارش “گمنام تلقی شده” باید چه کنند؟ این چه مسئولیتی است که بر دوش آنها سنگینی می کند؟ یا در گزینه آخر فرض کنیم که صدا و سیما انتقال دهنده یک وضعیت اجتماعی به مسئولین مربوطه برای بررسی است. هرچند که خود همین کلمه مسئولین مربوطه تا حدی موهومی است، چرا که مشخص نمی کند دقیقا چه ارگانی در این میان نقش دارد. تنها می توان به حضور کوتاه “کاردار سفارت” در این گزارش اشاره کرد. از نحوه تدوین ویدئو چنین بر می آید که گزارشگر به عنوان یک منجی عمل می کند و صدای ضعیف دانشجویان ایرانی را به گوش کاردار می رساند. توجه شود به لحظه ای که ویدئوی گزارش در حال پخش برای شخص کاردار است! صحنه سازی طوری صورت گرفته که گویی کاردار سفارت که خود تجربه چند سال حضور حرفه ای در مالزی را دارد و مسلما در جریان دقیق تحولات جاری و تاثیر آن بر زندگی دانشجویان ایرنی می باشد، از هیچ کجا خبر ندارد!!. در این تدوین اگرچه نقش کاردار سفارت به مانند دکتر های روانشناسی قرار گرفته که در مستند های ضد اعتیاد درباره عمق فاجعه صحبت می کند، اما در واقع کاردار “قربانی” صحنه سازی صورت گرفته می شود. هرچند نوع واکنش کاردار نیز پس از مشاهده ویدئو به سناریو طراحی شده کمک کرد، اما این اقدام گزارشگر خیلی حرفه ای نبود! جریان متهم سازی به این سبک از غیر حرفه ای ترین و پیش پا افتاده ترین روش های رسانه های ارتباط جمعی است. گزارشگر می توانست از تجربه چندین ساله حضور در مالزی استفاده کرده و پس این گزارش، به سراغ راهکار ها هم می رفت! اینکه یک سوژه تلخ را شناسایی و در پشت کی.ال.سی.سی صحنه سازی و سپس یک قربانی را کشف و سوژه را به آن حواله کنیم، هر حسن و حسین و محمودی هم می تواند انجام بدهد، لازمه کار حرفه ای این بود که خُب!! پس از آن چی؟  آقای خبرنگار! از دانشگاه یو.سی.اس.آی و آنچه بر ایرانیان می رود، خبر داری؟ از دانشگاه لجندا چطور؟! می دانی مدرسه ایرانیان مالزی کجاست؟

مطلب بعدی مصاحبه هایی است که از میان حرف های دانشجویان و والدین آنها گلچین شده و به قول شیلر تلاش شده با قطعه قطعه کردن حرف های مطرح شده یک جریان و خط کلی دنبال شود. مصاحبه ها کوتاه و دنبال هم هستند. همانطور که چینش کلاسیک چنین گزارشی باید باشد. نکته جالب توجه صدای مخوف و بلندی است که همراه با سیاه شدن صفحه مصاحبه ها را بهم وصل می کند. نگاه از بالای دوربین به صورت مصاحبه شوندگان و چینش ترحم آمیز خرده صحبت ها و خواهش و التماس دانشجویان از همان مخاطب موهومی تا حد بسیار بالایی این دانشجویان را که برای کسب علم در خارج کشور هستند تحقیر کرده و دون می شمارد. آیا واقعا تصویر دانشجوی ایرانی مشغول به تحصیل در مالزی اینگونه است؟ آیا این امکان محیا نبود که چند مصاحبه نیز با این همه نخبه و کارشناسی که با تلاش زیاد در مالزی به کسب جایگاه علمی و اجتماعی نائل آمده اند اما هنوز به دلیل تغییر وضعیت ارز با مشکل مواجه شده اند هم انجام شود؟ این لحن اشک بار گزارش قرار است کدام اشک را بر گونه سرازیر کند؟ در یک جمله آیا گزارش صدا و سیما در شان دانشجوی ایرانی هست یا نه؟

نکته بعدی که لازم است به آن اشاره شود مسئولیت سلب شده از خود  صدا و سیمای دفتر مالزی و بویژه گزارشگران آن است. هنوز گزارش های پر طمطراق خبرنگار دفتر کوالالامپور که از مالزی مدینه ای فاضله می ساخت، از یادمان نرفته بود که  به ناگهان گزارش هایی در انتقاد به سطح آموزشی دانشگاه های مالزی، بی بند و باری در میان دانشجویان ایرانی خارج از کشور و هدر رفتن پول جوانان ایرانی و مملکت ایران در مالزی پخش شد؟  اگر گزارشگر حافظه اش یاری می کرد، می توانست به یاد آورد که چند هزار مقاله نیز توسط دانشجویان ایرانی در تمامی دانشگاه های مالزی و مجلات معتبر به چاپ رسیده است؟ چند استاد ایرانی در دانشگاه های معتبر مالزی مشغول به تحصیل هستند؟. چنانچه به هرکدام از دانشگاه های طراز اول مالزی مراجعه شود درک این نکته سخت نیست که ایرانیان از بهترین دانشجویان آن هستند. صدا و سیما چقدر می توانسته در انتقال این مطالب موثر واقع شود؟ یا به بیان ساده تر سوالی از قبیل اینکه دفتر صدا و سیمای  در مالزی  تا حالا چه می کرده کاملا محلی از اعراب خواهد داشت.

گزارش در نهایت ناباوری با چنین جملاتی تمام می شود که “خواهش می کنیم به جوان های ایرانی رحم کنید”! این چه ادبیاتی است که این گزارش به دنبال بسته بندی آن است؟ آیا غیر از این است دانشجویان خارج از کشور هم زاده وطن اسلامی مان هستند و به گردن آبادی سرزمینمان حق دارند؟ آیا حمایت از دانشجویان ایرانی خارج از کشور وظیفه ی مسلم ارگان های مسئول نیست؟ صدا و سیما با نیازمند خواندن این جوانان به صدقه، کاری بهتری از زبون کردن قشر تحصیل کرده و آگاه جامعه  نکرد؟ آقای برادر! پس آبروی جوانان هم میهنمان چه می شود؟

در پایان امید است که این بار مسئولیت به جای این که همانند جمله ی پایانی بالای “من، تو، و ما” شناور باشد توسط “من و تو” بر عهده گرفته شود تا این معضل اجتماعی که گریبان گیر اکثر ایرانی های خارج از کشور و به خصوص کشورهای ارزان تر مانند مالزی است بتواند حداقل تا حدی بر طرف شود. مسلما تهیه گزارش های کنکاشی، پرسش و پاسخ و مصاحبه با افراد شایسته توسط صدا و سیما با هدف کشف راهکارها هم  می تواند نقش بسزایی در این مهم داشته باشد.

* نویسنده ش. الماسی/ کارشناس ارشد ارتباطات

** نوشته فوق لزوما نظر وبسایت پایک نیوز نمی باشد.

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

14 Responses to “نقدی بر ویدئو “این روزها” در مورد وضعیت ایرانیان مالزی”

  1. احسان :

    نویسنده گرامی، باید بگویم که اینها خیالبافی های شماست. ویدئو پخش شده درد دل تمامی دانشجویان ایرانی مالزی را به طوری مناسب به تصویر کشیده است. شما باید بدانی که تهیه کنندگان این گزارش مثل شما بیکار نبوده اند که به چنین مهملاتی توجه کنند. خدا پدر و مادراش را بیامرزد که در این وانفسای بی مسئولیتی که هیچ کس پاسخگوی دانشجویان نیست، این بنده های خدا به وظیفه اخلاقیشان عمل کردند. شما هم به جای این اسمان ریسمان بافی ها یک تشکر میکردی بهتر بود. اگر هم مرد میدانی، خودت از این بهترش را انجام بده. ضمنا این را هم بدان همه میدانند بنز سواری خوب است و نیازی به فوق لیسانس ارتباطات داشتن ندارد.اما موقعی که پیاده گز میکنی اگر ژیان هم برایت ترمز کرد خدا را شکر کن و تشکر را فراموش نکن. مگر اینکه شما نفست از جای گرم بیرون میاید…

  2. علیرضا :

    نوشته شما کاملا مغرضانه است و بیشتر بوی انتقام گیری می دهد… حالا مشکل کار کجاست نمی دانم ..
    در این وانفسا همین که مدیران صدا و سیمای مالزی با همه محدودیت های سازمانی شان اقدام به این عمل کرده اند جای تقدیر تشکر دارد.. یا شما دانشجو نیستید و یا در مالزی زندگی نمی کنید برادر …
    انصاف را رعایت کنیم … چیز خوبی است

  3. رضا :

    یکی نیست بیاید بگوید ما گدا نیستیم. بیائید ارز دانشجویی ما را بدهید. حق ما را ازمان گرفته اند. بعد هم ادعای دوستی شان می شود. حقیقت این است که ما همانقدر ساده ایم یا دوست داریم خودمان را به سادگی بزنیم. دست صدا و سیما درد نکند. واقعا زحمت کشیدید. تشکر از صدا و سسما همانقدر مسخره است که فردا اگر رینگت شد 800 تومان جشن بگیریم که به به! ارزانی آمد.

  4. ابوالفضل :

    با سلام. من به نوبه خودم از صدا و سیما تشکر می کنم که بالاخره به فکر ما افتاد و یک حرکتی انجام داد. با اینجال از دوستان می خواهم یه کم هم منصف باشند. این دوستی که این مطلب را نوشته و چیز خاصی نگفته!! متن را کمی دقیقتر بخوانید خواهید فهمید خیلی هم بد نگفته، در واقع نویسنده تلاش کرده تا به صدا و سیما یادآور کند که می توانسته بهتر از این عمل کنه. من از نوع نقد خوشم آمد.

  5. سمیرا :

    یکی از مهمترین معضلات ما این است که متاسفانه تحمل نداریم و سریع می خواهیم حرف خودمان را به کرسی بنشانیم و مخالف خود را نابود کنیم. ما در مالزی یک جامعه دانشگاهی هستیم و باید بهتر از این عمل کنیم. آنچه نویسنده به آن اشاره کرده یک نقد علمی و محتوایی به ویدئو اخیر است که می تواند صرفا نظر نویسنده باشد. نمی دانم چرا بعضی ها بدون اینکه متن را بخوانند، شخص را مورد حمله قرار دادند و مثلا فوق لیسانس بودن نویسنده را کوبیده اند. این فضای گفتمانی است که شما هم می توانید نظر خود را بنویسید، و یا اگر ایراد علمی بر این نقد واضح است، خب آنها را در چند نکته بیان کنند و بذارید خوانندگان خودشان قضاوت کنند. اینهمه زودرنج و کم تحمل نباشید. به امید روزی که بتوانیم فارغ از ترس نظرات خود را آزادانه بیان کنیم و مطمئن باشیم که مورد قضاوت سریع واقع نخواهیم شد.

    • احسان :

      خانم سمیرا شما اشتباه فکر میکنی که طرف بدون خواندن متن نظر داده! همچنین اشتباه فکر میکنی که نقد ایشان علمی است. این نقد واقعا بچه گانه است. این نقد فقط از ادمی بر ماید که اصلا در این فضایی که ما هستیم زندگی نمیکند. شما اگر میدانستی درست کردن چنین گزارشی چه هزینه هایی دارد چه مادی و معنوی، خودت از خواندن این نقد بچه گانه خجالت میکشیدی. این نقد فقط موهوماتی است که تنها از ذهن یک ادم بیخبر از همه جا متواند بروز کند. شمنا شما هم خودت را بگذار جای برو بچه های تهیه کننده فیلم بعد نقد را دوباره بخوان . شاید بفهمی که این فقط بیان نظر کردن نیست. زحمات یک مشت ادم را مستخره کردن است…

      • شیرین :

        آقای احسان من هم دانشجو هستم هم مادر دو فرزند پس بیش از هر کسی دارم زیر فشارهای اقتصادی له میشوم ولی این دلیل نمیشود که آبرویم هم برود نقد بسیار نقد منصفانه ای است قرار نیست شرایط ما به گونه ای نشان داده شود که ارزشهای انسانی ما هم زیر سوال برود باشه مشکل داریم ولی بنا نیست به عنوان مشتی بدبخت و فلکزده در داخل کشور معرفی شویم کاش نشون میدادن با این همه فشار هنوز داریم با سربلندی بهترین مقالات رو ارائه میدیم و هنوز همئ بهترین دانشجوها از نظر سوپروایزرهامون هستیم .

  6. کیا :

    آقای برادر. نکنه خشما خودت در تهیه این گزارش دست داشته ای. من خودم هم تو مالزی دانشجو بوده ام و شرایط را هم کاملا می دونم. الان هم در اینجا در شرایطی بسیار بدتر از مالزی گرفتار اومده ام. اما فقط خواهشا خیلی احساسی قضاوت نکنید. اگر اینهمه سخت است، من از طرف نویسنده از شما عذرخواهی می کنم. ولی یه کم انصاف داشته باشید. بسیار ممنون می شوم اگر شما هم یه گزارش در مورد هزینه های مادی و معنوی تهیه چنین گزارشی بنویسی و برای تنویر افکار عمومی منتشر نمایید

  7. david :

    dava nakonin. sabr dashte bashin. kolan ham degar ra tahamol konin. mosalaman vedio gheyre herfaee bud va taasofbartarin ghesmatesh nazarate kardar sefarat bood ke khodehsa be ondar zade. agha joon oona khodeshoon behtar az har kas nidoonan inja che khabare vali namikhan kari bokonan

  8. احسان :

    دوستان اصلا دعوایی در کار نیست. ایشان نظرش را گفته بنده هم نظرم را شفاف و بدون تعارف نوشتم. اینکه ویدئو غیر حرفه ای بود کاملا مشخص است و نقد اون از نظر حرفه ای توضیح واضحات است و بچه دبستانی هم متوجه میشود این غیر حرفه ای بودن را. بر اساس خود همین نوشته اگر شما به دستور کار معمول صدا و سیما نگاه کنید چنین گزارشی بیرون نباید می اومد و واضح است که همین حداقل هم که تهیه شده نظر شخصی یکی از همین دانشجوها و یا نزدیکانش است که در ان سیستم نفوذی دارد. نویسنده ایراد گرفته که مخاطب گزارش موهوم است. اخر عزیز من توی اون مملکت {….} که این حرف و میزنی. {…} واسه همین دلار نه مجلس، نه دولت ، نه وزیر … اخرشم مقصر دشمنان خارجی شدند و چهار تا دلال داخلی. بچه ها به همه جا در ایران نامه نوشتند ولی ایا کسی حاضر شد مسئولیت قبول کند. جالب است که به کاردار هم گیر داده… اخر عزیز من حالا که این بنده خدا راضی شده بیاد جلو دوربین و مشکلات را حدااقل تایید کنه و یک رسمیتی به گزارش بده، این چه حرفی است میزنی. من نمیگم کاردار مسئول نیست. ولی وقتی بزرگتر از اون هیچ مسئولیتی قبول نمیکنن ما به کی داریم گیر میدیم. شما که دستت به اون بالایی نمیرسه باید به این گیر بدی که دفعه بعد اینم قدم از قدم بر نداره…اگر شما جای کاردار یا صدا و سیما بودی چکار میکردی…اگر فردا شما تو این مملکت {…} کاره ای شدی دوست داری مردم همین انتظارات رو ازت داشته باشن. عزیز من این روش درستش نیست. امیدوارم دفعه بعدی که میخواهی نقد بنویسی یک کم بیشتر تامل کنی و عمیق تر بنویسی…

    • رویا :

      تاجایی که من از متن می فهمم هیچ گیری به کاردار داده نشده، بلکه برعکس گفته شده کاردار قربانی این ناشی گری ویدئو شده است. به علاوه صدا و سیما جایی نیست که در آن تفوذ شخصی دخیل باشد!!! اگر قرار بود در این ویدئو صدای دانشجویان و درد دل آنها گزارش شود، راههای بسیار بهتری و بیشتری هم بود. شماها دیر فهمیدید که دیر شده است. اتفاقا خیلی به حق در این متن گفته شده آقای گزارشگر تا حال کجا بودی؟ الان هم که اومدی، همین؟ از دانشگاه یو.سی.اس. آی خبر داری؟ آیا دانشگاه در مالزی و دانشجو در مالزی فقط همین چند دانشگاه های دولتی و دانشجویان آنهاست؟ فقط الان که دلار گران شده و دیگر دلار نیم بها و یا ارزان بهتون نمی دن، مشکلات دانشجویان را درک کردی!! برادر من ما مدت هاست که در مالزی از فشار مالی، هزینه ها و شهریه های گران رنج می بریم؟؟؟ ولی کسی ما را درک نکرد که هیچ، تهمت هم به ما زدند!! کمی از لاک خودخواهی در بیاییم و مشکلات دیگر را هم پوشش بدهیم!!

      • رویا ع. :

        من با دیدگاه شما کاملا موافقم
        حتی اگه به جای آقای کاردار مقصر اصلی این وقایعم میومد این حرفارو میزد بازم قبول نداشم
        مردی عمل کن … حرف به به چه درد من میخوره واسه آدم که نون و آب نمیشه !!!!!!!!!!!