RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2012 دسامبر 4 - 12:12 ق.ظ بازدید: 29,205 کد:5289
 
پشت پرده انتخاب فدراسیون فوتبال به عنوان فدراسیون برتر آسیا


مالزی-اختصاصی پایک نیوز: هفته گذشته کنفدراسیون فوتبال آسیا (ای.اف.سی) در مالزی میزبان یکی از مهمترین رویدادها و وقایع سال 2012 در ورزش اسیا بود و طی آن “برترین های” آسیا انتخاب شدند. فارغ از نتایج گوناگون آن، این برنامه از دو جنبه برای ایرانیان بسیار مهم بود: اول اینکه علی کریمی بازیکن محبوب کشورمان در بین سه نفر اول فوتبال آسیا قرار داشت و احتمال انتخاب وی به عنوان نفر برتر هم وجود داشت و دوم اینکه فدراسیون فوتیال کشورمان در کمال ناباوری کارشناسان ورزشی رتبه فدراسیون برتر آسیا را از آن خود کرد. در این میان، واکنش رسانه ای و عمومی به مورد دوم یعنی انتخاب فدراسیون ایران به عنوان فدراسیون برتر آسیا قابل توجه بود، هم از این لحاظ که به دلیل سیل انتقادات به عملکرد آقای کفاشیان غیر قابل باور می نمود، هم از این لحاظ که بحث لابی گری و پرداخت رشوه به ای.اف.سی مطرح شد.

سایت پایک نیوز با هدف رونشگری در این زمینه مصاحبه ای با شاهین رحمانی، کارشناس ایرانی فدراسیون فوتبال آسیا در مورد چند و چون این قضیه انجام داد که در ادامه می آید. شاهین رحمانی از سال 2006 در کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC)، مشغول به کار است. مسئولیت کنونی وی مدیریت رسانه و قبل از آن مسئول رسانه ای مسابقات باشگاهی و همچنین مسئول برخی مسابقات دیگر در سطح AFC بوده است.

به طور کلی نظرتان درباره انتخاب های امسال و به خصوص انتخاب ایران به عنوان بهترین فدراسیون فوتبال آسیا چیست؟

این روزها بسیار در این باره بحث می شود. بگذارید برای شما چیزهای بگویم که حداقل خود من تا به حال جایی نگفته ام. فدراسیون فوتبال ایران حدود یک هفته قبل از مراسم نامزد شد و طبق معمول اسامی برنده ها فقط در مراسم اعلام می شود. هماهطور که برنده شدن “لی کیون هو” به عنوان بهترین بازیکن آسیا از قبل معلوم نبود. روند مسابقات درست مثل مراسم اسکار یا توپ طلای فیفا است. بنابراین به خاطر فرم مراسم از قبل اعلام نمی کنیم که هیجان قضیه از بین نرود. فدراسیون فوتبال ایران با چهار تا شاخصه عمده و بنا بر روشی خاص انتخاب شده است. شاید دانستن این معیار ها بتواند تا حدی مردم را از شک در بیاورد و از حجم انتقاد ها بکاهد. این معیار ها توسعه فوتبال پایه، حضور بین المللی، کمک به پیشرفت داخلی و کفایت بخش اداری هستند. داخل ایران واکنش ها تا حد زیادی منفی بود و طرفداران فوتبال این اتفاق را نپسندیدند، ولی به نظر من این کاملا یک اتفاق طبیعی بود.

به نظر شما چرا این انتخاب به یک بمب رسانه ای در ایران و حتی رسانه های خارجی فارسی زبان تبدیل شد؟ موج گسترده انتقاد ها در این زمینه کاملا قابل توجه است و به نظر می آید نه تنها حمایتی در کار نیست که مردم از این انتخاب ناراحت و عصبانی هم هستند.

راستش را بخواهید هیچ کجای دنیا تا جایی که من می دانم فدراسیون فوتبال آن بخشی از فوتبال نیست که با حمایت طرفداران روبه رو باشد. مردم مربیان را دوست دارند و تیم های باشگاهی و بازیکنان خوب را. به طور معمول فدراسیون های فوتبال سازمان هایی نیستند که مردم روی آن ها تعصب داشته باشند یا بخواهند از آنها طرفداری بکنند. واضح تر بگویم: فدراسیون فوتبال، فاکتورهای لازم را برای جذاب بودن برای مردم دارا نیست. دیگر کشور ها هم همینطور هستند. حتی مثلا فدراسیون ژاپن هم که بسیار پیشرفته است هم در میان مردم این کشور به آن صورت محبوب نیست. من نمی گویم که مثلا اگر ژاپن انتخاب می شد چگونه می شد. اما من می دانستم که اگر ایران انتخاب شود چنین اتفاقی می افتد و با واکنش منفی روبه رو خواهیم شد. فکر می کنم که به نوعی همه می دانستند. جالب است برایتان بگویم که من قبلا پیشنهادی دادم به فدراسیون که بتواند با یک استراتژی در افکار عمومی ورق را بگرداند و کاری کند که این انتخاب با حمایت مردم روبه رو شود. البته پیشنهاد من بنا به دلایلی عملی نشد اما من فکر می کنم که اگر بر روی افکار عموی کار شده بود چنین بازخوردی را در جامعه شاهد نبودیم. به طور کلی من هدفم این نیست که بگویم که فدراسیون فوتبال ایران قابل دفاع است. من فقط می گویم که این اتفاق یک موقعیت استثنایی نیست. این بحث که آیا فدراسیون ایران واقعا از نظر من شایسته این عنوان است و عملکرد قابل دفاعی دارد جای بحث دارد. من فقط شرایط انتخاب را برای شما توضیح دادم.

درباره همین چهار معیاری که اشاره کردید. چطور ممکن است که عملکرد تیم ملی و تیم های باشگاهی هیچ تاثیری در انتخاب بهترین فدراسیون نداشته باشد؟

قطعا که عملکرد تیم ملی هم در این تصمیم موثر است. اما باید بدانید که تاثیر بسیار بسیار کمی دارد. در واقع این عملکرد تنها بخشی از یکی از معیار هایی را که اشاره کردم پوشش می دهد. پس اثر مستقیمی وجود ندارد. اما حتی اگر بخواهیم این عملکرد را در نظر بگیریم هم تیم ملی ایران الان در حال حاضر تیم چهارم یا پنجم آسیا است. در واقع قبل از برگزاری مسابقات فدراسیون ها نتایج عملکرد خود را در یک سال گذشته برای AFC می فرستند و آنها با توجه به این گزارش ها تصمیم گرفته و برنده را معرفی می کنند.

به نظر شما حتی اگر بخواهیم همین چهار معیاری را ه گفتید را هم در نظر بگیریم واقعا فدراسیون ایران تا چه حدی شایسته این عنوان است؟ به عنوان مثال بخش مدیریت اداری را در نظر بگیرید. آیا اصلا AFC نظارتی بر درست بودن گزارش های فرستاده شده از طرف کشورها دارد؟

این مسئله که می فرمایید درست است. کنفدراسیون فوتبال آسیا به صحت گزارش ها اعتماد کامل می کند. می توان این بحث را مطرح کرد که شاید گزارش ها درست نباشد. اما خب در آن صورت باید مدارکی مبنی بر آن ارائه شود. التبه بگذارید این را هم بگویم که بخشی از آمار هایی که باید در این گزارش بیاید اصلا برای مردم ملموس نیست. فرض بگیرید تعداد کلاس های مربی گری یا بخش آموزش. یا مثلا توسعه فوتبال پایه زیر شانزده سال. این که چقدر در این زمینه کار انجام می شود توسط طرفداران لمس نمی شود. در اینکه واقعا اطلاعات فدراسیون درست است یا نه کنفدراسیون بنا را بر اعتماد می گذارد. اما ارتباط بین دو کنفدراسیون برای مردم هیچگاه مطرح نمی شود. به عنوان مثال تعداد کلاس های مربی گری یا غیره. خب این آمار در AFC موجود است و تصمیم گیری مبنی بر آن انجام می شود. خیلی ها از من می پرسند که آیا این معنی اش این است که فوتبال ایران از کره بهتر است؟ خب واضح است که این معنی وجود ندارد. من فکر نمی کنم کسی حتی بتواند ادعا بکند که فدراسیون ایران از فدراسیون کره یا ژاپن قوی تر است. این جایزه تنها به معنی یک قدردانی از زحمات یک سال گذشته فدراسیون است. فکر می کنم به عبارت دیگری از تلاش های یک فدراسیون در یک سال تشکر می شود و معنی قوی ترین را نمی دهد. شاید یعنی که ایران نسبت به سالهای گذشته تلاش بیشتری داشته است. حلقه گمشده این انتقاد ها عدم آشنایی با شرایط انتخاب است. باید خط کش ها را یکی کنیم. در غیر این صورت سو تفاهم پیش می آید.

در برخی از رسانه ها اخباری مبنی بر شیوع لابی گری در AFC و ماجرای چند سال قبل بن همام مطرح شد. به نظر شما تکرار چنین قضیه تا چه حد می تواند برای اعتبار فوتبال آسیا ضرر داشته باشد؟

اساسا کلمه لابی گری به طور کلی در فرهنگ فارسی بد جا افتاده است. لابی گری در عرصه سیاست اصلا معنای بدی ندارد. ولی به نظر من در این موضوع لابی گری مصداقی نداشت . من می توانم به شما بگویم که من قبل از فدراسیون ایران مطلع بودم و من خودم برای اولین بار به آنها تلفن زدم و اطلاع دادم که برنده شدید. البته هنوز احتمال تغییر وجود داشت ولی شما را مطمئن می کنم که فدراسیون فوتبال هیچ اطلاعی از این مورد نداشت.

بگذارید کمی از علی کریمی بگویم. بدون شک علی کریمی از محبوب ترین های آسیاست. حتی بازیکن کره ای در کنفرانس مطبوعاتی اش کریمی را شایسته تر از خودش خواند. این محبوبیت تا چه حد می تواند در انتخاب بازیکن برتر سال موثر باشد.

قطعا این محبوبیت در انتخاب بازیکنان تاثیر دارد. اما به این صورت نیست که مثلا داور ها بنشینند و به بازیکن ها فکر کنند و یکی را انتخاب کنند. حلقه گمشده در اینجا باز هم روش انتخاب است. روش انتخاب بهترین بازیکن به این شکل است که ما تنها بازی های آسیایی را در نظر می گیریم و تعداد امتیاز های MVP (ارزشمند ترین بازیکن زمین) را برای هر بازیکن می شماریم. در هر بازی آسیایی نماینده AFC یا ناظر بازی یک فرد را به عنوان بهترین بازیکن میدان انتخاب می کند. برای این انتخاب معیارهای دقیقی وجود ندارد. به عنوان مثال مردم اگر علی کریمی را بیشتر از همه در زمین تشویق کنند ممکن است در ذهن ناظر تاثیر بگذارد. بازیکنی که تعداد امتیازهایش بیشتر باشد به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب می شود. بنابراین به عنوان مثال بازی های باشگاهی اروپایی تاثیری در این انتخاب ندارد.

علی کریمی جزو چند نفر برتر بود و امیتاز بالایی داشت. البته از همان ابتدا هم امتیازش به بازیکن کره ای نمی رسید. علی کریمی بازیکن کمی نیست. به نظر من سوای فوتبال علی کریمی را به خاطر خیلی مسائل می شناسیم و تقدیر می کنیم. برای خود من کارهای علی کریمی بیرون از زمین فوتبال بسیار ارزشمند تر از جادوگری اش در زمین بازی است. یا حرکات اخلاقی غیر فوتبالی اش در زمین فوتبال. علی کریمی شخصیت مهمی برای ایران زمین است. من به شخصه اعتقاد دارم که اگر شرایط مشابهی بود علی کریمی می توانست بزرگتر از جهان پهلوان تختی باشد. به نظر من اگر شرایط رسانه ای مشابهی وجود داشت علی کریمی می توانست در ابعاد تختی در ایران مطرح شود و مهم باشد. من خودم در تماس تلفنی ام با علی کریمی گفتم که شانس برنده شدنش کم است. اما کریمی گفت که اصلا اهمیتی نمی دهد و در مراسم شرکت خواهد کرد. علی آدمی است که پشت و رو ندارد! حرف هایی که در کنفرانس مطبوعاتی می زند را پشت گوشی هم به آدم می گوید. علی آنقدر با اعتماد به نفس بود که همگی از نحوه رفتار شایسته اش تقدیر کردند. آنقدر که بازیکن کره ای هم در مصاحبه مطبوعاتی اش به این قضیه اشاره کرد. به نظر من علی کریمی همان جا برنده شد. استقبال از کریمی در روز بعد ثابت کرد که کریمی با آمدنش قلب مردم را برد. علی آنقدر مسلط و پخته است که بر خلاف خیلی های دیگر که سالهای پیش اینجا می آمدند نه استرس داشت و نه نارحت بود. بعد از آنکه برنده را اعلام کردند کریمی حرکت قشنگی را اجرا کرد که اولین نفری بود که دستش را به سمت بازیکن کره ای دراز کرد. فردای آن روز که من سر کار رفتم همکاران کره ای ام این مطلب را به من گفتند که چقدر تحت تاثیر قرار گرفته بودند. حتی یکی از مدیران به من گفت که در سالهای گذشته همچین اتفاقی را ندیده بود.

اتفاق جالب دیگر بعد از اتمام مراسم بود که سکوت مطلقی بود و به محض باز شدن در حدود چهل پنجاه نفر منتظر بودند که کریمی بیرون بیاید تا به او تبریک بگویند و با او عکس بگیرند. ایشان هم با حوصله تمام به تمام نفرات عکس گرفتند. به جرات می گویم که از هیچ شخصی به اندازه علی کریمی در این مراسم استقبال نشد. این است که فقط گل زدن و بازی کردن نیست که ارزش یک بازیکن را مطرح می کند. علی کریمی قلب مردم را برد.

در همین زمینه بیشتر بخوانید:

فدراسیون فوتبال برنده جایزه فدراسیون برتر آسیا     ،   جادوگر آسیا در مالزی چه گفت؟    ، اتفاقا باید مجسمه جادوگر را ساخت/پیشنهاد خداحافظی در اوج کفاشیان  

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

نظر شما

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>