RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2013 ژانویه 13 - 1:41 ب.ظ بازدید: 23,433 کد:5431
 
نخبه ایرانی: برای پیشرفت باید خیلی چیزها را ندید و نشنید!

  مالزی-اختصاصی پایک نیوز: مالزی میزبان ده ها هزار ایرانی است. هزاران ایرانی که هریک به دلیلی عازم این کشور استوایی شده است؛ یکی برای تحصیل، یکی برای تجارت، یکی برای کار و سرمایه گذاری و یکی هم برای مهاجرت. در این میان هستند ایرانیان گمنامی که در گوشه و کنار این کشور به نحوی مشغول به کار، تحصیل، تدریس، اختراع و در یک کلام خدمت به جامعه هستند. اینها سرمایه های کشور هستند. اینها افرادی هستند که هزاران کیلومتر دورتر از وطنمان، تمام هم و غمشان ایران و ایرانی است و برای سربلندی نام کشورمان شبانه روز تلاش می کنند. این تلاش و پشتکار آنها شایسته قدردانی است!

آرش حبیبی لشکری از جمله دانشجویان ایرانی و نخبه موفقی است که در مدت کوتاه اقامت خود در مالزی توانسته پیشرفت های زیادی در زمینه “امنیت سیستم های کامپوتری و اطلاعاتی”  بدست آورده و در این حوزه چندین کتاب و مقاله نیز منتشر کند. وی اخیرا نیز تنها نماینده کشور  مالزی در مسابقات بین المللی اپیکتا (APICTA) در کشور برونئی دارالسلام بود و توانست تنها مدال زرین و طلایی این مسابقات را برای کشور مالزی از میان 16 کشور استرالیا، سنگاپور، چین، مالزی، هنگ کنگ، هند، اندونزی، ماکائو، برونئی، میانمار، پاکستان، فیلیپین، کره جنوبی، سریلانکا، تایلند و ویتنام بدست آورد. متن زیر حاصل مصاحبه شیما وزوایی با این جوان نخبه کشورمان در  مالزی است.

1: آقای حبیبی، سلام. ممنون از اینکه وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید. لطفا کمی از خودتان برای ما بگویید؟ چند سال دارید و اهل کجا هستید؟ سابقه فعالیت علمی و کاری شما در ایران چگونه بوده است؟ 

سلام بر شما و همه ایرانیان عزیز. من آرش حبیبی لشکری هستم. در سال 1353 در شهرستان رشت در استان گیلان بدنیا اومدم. دوره ابتدایی تا دبیرستان را در شهرستان رودسر تمام کردم و از دانشگاه آزاد شهرستان لاهیجان در رشته مهندسی نرم افزار فارغ التحصیل شدم و حدود یازده سال در شرکت های مختلف در تهران مشغول بکار بودم که چند سال اول بعنوان برنامه نویس و بعد هم در بخشهای برنامه ریزی، راه اندازی شبکه، امنیت شبکه و نگهداری شبکه مشعول بفعالیت بوده ام. در تمام مدت زندگیم در تهران همواره در کنار کار اصلی ام بعنوان مدرس در مراکز مختلفی چون مجتمع فنی تهران، مجتمع آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی و بسیاری از مراکز علمی دیگر مشغول بکار بودم و همیشه فکر میکردم باید در کنار تجربه کاری، تحصیل و مطالعه رو هم در نظر داشته باشم و معتقد بودم که ادامه تحصیل میتونه مسیر زندگیم رو عوض کنه.

2: آقای حبیبی مشخصا چه شد که به مالزی آمدید؟ به عبارتی چگونه ایده آمدن به مالزی به ذهن شما خطور کرد؟ ایا هدف خاصی را دنبال می کردید؟

همونطور که عرض کردم من همیشه همراه با کارم در بخش صنعت در زمینه اموزشی فعالیت داشتم و بدنبال فرصتی برای ادامه تحصیل بودم، چرا که اعتقاد داشتم ادامه تحصیل آینده من رو تغییر خواهد داد و درواقع بخشی از آرزوهای من بود. بعد از ازدواج همسرم هم موافق این موضوع بود و باهم به این نتیجه رسیدیم که باید برای ادامه تحصیل اقدام کنیم. من برای دانشگاه یو.ام از ایران اقدام کردم و با گرفتن نامه پذیرش از دانشگاه یو.ام در اواخر سال 2007 به مالزی آمدم. همسرم نیز شش ماه بعد برای مقطع فوق لیسانس با پذیرش از دانشگاه یو.تی.ام به مالزی آمد. پس از پایان دوره فوق لیسانسم در دانشگاه یو.ام بلافاصله برای دکتری در دانشگاه یو.تی.ام اقدام کردم و با پذیرش این دانشگاه وارد مقطع دکتری در رشته علوم رایانه گرایش امنیت اطلاعات شدم و تا به امروز که بیشتر از پنج سال از سکونت من در مالزی میگذرد در حال تحصیل و تحقیق در این کشور هستم.

3: آقای حبیبی چهره شما کمی غلط انداز است؟ مشخص نیست شما خوشحالید یا غمگین؟ به عبارتی نمی توان به راحتی فهمید شما الان جدی هستید یا نه؟!

راستش نمیدونم، تاحالا به این موضوع فکر نکردم اما شاید علتش این هست که من علاوه بر جدی بودن توی کارهام اعتقاد دارم که چهره شاد و خندان داشتن یکی از رمزهای موفقیت آدمهاست.

4: چه شد که رشته کامپوتر و امنیت اطلاعات را به عنوان حرفه تخصصی خود انتخاب کردید؟ تاجایی که من اطلاع دارم، شما خیلی به کار بر روی “رمزورودی یکبار مصرف” علاقه دارید؟

علت اصلی شاید پیشینه من در این علم است. من ابتدا بعد از فارغ التحصیل شدن در مقطع لیسانس مشغول برنامه نویسی و همچنین تدریس زبانهای برنامه سازی در مراکز آموزشی بودم. اما بعد از گذراندن دوره های مایکروسافت علاقم به بحث شبکه های کامپیوتری و بخصوص امنیت انها خیلی بیشتر شد. تا حدی که کارم رو تغییر دادم و به مشاغل طراحی، پیاده سازی و نگهداری شبکه های کامپیوتری روی آوردم. بنابراین بعد از اومدنم به مالزی و از زمان شروع دوره فوق لیسانسم در دانشگاه یو.ام بیشتر روی امنیت اطلاعات و امنیت شبکه های کامپیوتری کار کردم. در ترم آخر فوق لیسانسم که درحال بررسی در بحثهای مربوط به امنیت شبکه و اطلاعات بودم، چند مقاله در زمینه رمزهای ورودی خوندم و همونها باعث ورود من به دنیای رمزهای ورودی شد. داستان اینطور بود که همیشه افراد برای ورود به سیستم ها از صفحه امنیتی عبور می­کنند (Authentication page) که نیاز به ورود شناسه و رمز ورودی دارن و این رمز ورودی برای مدتی تکراری است، این مدت برای افراد عادی 2 تا 3 سال و برای متخصصین حداقل شش ماه خواهد بود، لذا تکراری بودن رمز ورود یکی از مشکلات عمده صفحات امنیتی بوده و مهاجمین میتوانند به کشف این رمز بپردازند. درواقع نه (9) حمله عمومی به رمزهای ورودی وجود داره. که هفت تای  (7) آنها روی خود رمزهای ورودی  و دو تای (2) آنها روی فایلها و بانکهای اطلاعاتی ذخیره کننده این رمزها فعال هستند. به نظرم آمد که آیا میشه این رمزهای ورودی را یک بار مصرف کرد؟ یعنی چگونه میشه یک رمز یکبار مصرف تولیدکرد که هربار رمز ورودی با دفعه بعد فرق کرده و بعد از یکبار استفاده بلافاصله غیر قابل مصرف مجدد باشه. در این صورت شما یک بار رمز را می­نویسید و دیگر نمی توان به آن حمله کرد. ایده اینطوری شکل گرفت. اواسط سال 2009 درگیر این پروژه شدم و آن را روی سیستم عامل ویندوز و تحت وب با همسرم به راه انداختیم. بلافاصله شروع به نوشتن کتابی به زبان انگلیسی در این زمینه کردیم. در این کتاب ما که در کشور آلمان بچاپ رسید ما سعی کردیم بیشتر الگوریتم های موجود رو دسته بندی کنیم و پس از شرح و توضیح تک تک آنها به آنالیز و تست الگوریتم ها بر مبنای امنیت و رضایتمندی مشتری بپردازیم. درواقع چاپ این کتاب شروع کار من در مقطع دکتری در دانشگاه یو.تی.ام بود. در پایان نامه دوره ارشد من پنج (5) تا از حمله­های مربوط به رمزهای ورودی را توسط سیستم طراحی شده خودم پشتیبانی کرده بودم. در دکتری تصمیم گرفتم کل نه (9) حمله را پشتیبانی کنم.

5: با اینهمه کاری که بر روی رمز و امنیت رمزهای ورودی کامپوترها کردید، خودتان الان می توانید مثلا رمز وردی یک سیستم اطلاعاتی را بشکنید؟

{با خنده} البته که می­شود، ما معتقدیم که همیشه برای هرکاری در کامپیوتر حداقل یک راه وجود داره.

6- تا حالا شده که رمز ورودی یک سیستم اطلاعاتی را بشکنید؟ آیا هرگز تلاش کرده اید؟!

{با خنده} نه خیر، من اینکاره نیستم! البته روی طرحها و پروژه های خودم بارها و بارها حمله انجام دادم.

7: نه منظورم این است که به هرحال از لحاظ فنی بالاخره چنین توانمندی های وجود دارد؟ آیا شده که به فکر شکست یک رمز ورودی باشید!! حالا نه برای سرقت یا جاسوسی!؟

بلی، از لحاظ علمی حتما هر تزی یه سنتزی دارد. ولی من بیشتر در حوزه امنیت و ارتقاء آن کار می کنم. معکوس آن را خیلی وارد نشده ام.

8: اخیرا شنیدیم که شما در یه مسابقه بین المللی هم به نمایندگی از طرف مالزی شرکت کردید؟ فکر کنم مسابقات بین المللی APICTA بود؟ می توانید در این زمینه توضیح بدهید؟

 بلی، من در دو سال اول دکتری بیشتر به تحقیق پرداختم و در دو نمایشگاه تکنولوژی و صنعت INATEX 2011 ,2012 شرکت کرده و هر دو سال متوالی مدال برنز گرفتم. بعد از این وارد مسابقات اپیکتا شدم که در دو دوره داخلی و بین المللی برگزار میشد. من از طرف دانشگاه یو.تی.ام مالزی در بخش داخلی شرکت کردم و با طرح رمزورودی یکبار مصرف پیشنهادی ام رو تلفنهای هوشمند که هفت حمله به رمزهای ورودی را پوشش میداد به عنوان نفر اول بخش امنیت در مالزی انتخاب شدم (Best of Security). بعد از آن به تیم ملی مالزی برای مسابقات بین المللی دعوت شدم و در بخش بین المللی شرکت کردم. من برای مدت 3 ماه روی این سیستم بهمراه استاد راهنمایم کارکرده بودم و سیستم بصورت یک برنامه برای تلفنهای هوشمند آماده شده بود. نوزده کشور در مسابقات شرکت کرده بودند. اکثر گروه ها سه یا چهار تیم داشتند. دوازدهمین دوره این مسابقات در برونئی برگزار شد و رقیبای اصلی من کشورهای استرالیا ، هند، چین، هنگ کنگ، سنگاپور، کره و پاکستان بودند. البته در رشته امنیت امسال تیم پاکستان هم تیم خیلی قوی بود با هشت نفر متخصص و یک مدیر برنامه ریزی خیلی باتجربه در مسابقات شرکت کرده بود. من باید دو تا حمله دیگر را پوشش می دادم تا طرحم کامل بشه . همین کار را هم انجام دادم. به خصوص بر روی موبابل و تبلت یعنی تلفنهای هوشمند. در بحث موبایل و تبلت حجم و سرعت پردازش نرم افزار خیلی مهم است به این دلیل که حافطه و پردازشگرها بسیار ضعیفتر از کامپیوتر ها هستند. طرح من چه در بخش ایده و چه در اجرا خیلی موفق بود. وزن نرم افزار خیلی پائین بود و من اون رو روی تبلت سامسونگ راه­اندازی کرده بودم. اتفاقاتی که در مسابقات افتاد برای خود من خیلی جالب بود. صد و پنجاه و سه تیم در مسابقات شرکت کردند. جایزه را هم قرار بود پسر پادشاه برونئی اهدا کند. دو روز قبل از مسابقات در بخش آزمایشی تبلتم را روشن کردم و عجیب بود که تبلت بالا نمی آمد. هر کاری کردم نشد . پانزده دقیقه تست قبل از مسابقه تمام شد! سه چهار ساعتی با هاش ور رفتم و هیچ کاری نتونستم بکنم. رفتم به یک مرکز کامپیوتری و بعد از نشان دادن تبلتم فهمیدم که سیستم عامل از کار افتاده! قرار شد که سیستم عامل را دوباره از اینترنت دانلود و تصب کنند. خواهش کردم که این کار را همان شب بکنند. گفتند که اینترنت کل مرکز قطع شد! یک ساعتی منتظر ماندم و اینترنت وصل نشد که نشد! برگشتم هتل و واقعا نمی دانستم چه کنم. هیچ کس تبلتی نداشت که به من قرض بده و بتونم با اون توی مسابقه شرکت کنم. صبح رفتم مدیر تیم مالزی را دیدم. ایشان لطف کرد و تبلت خودش را به من داد تا بتوانم محصولم را ارائه کنم. اما هر کاری کردم نتوانستم نرم افزارم را روی آن تبلت نصب کنم و همش با خطا مواجه شدم. نیاز داشتم تا دوباره کمپایلر را دانلود کنم تا بالاخره یک دوستی توانست به من نرم افزار کامپایلر رو قرض بده و من برنامه رو دوباره اجرا کنم، خیالم راحت شد که دیگه مشکلات تمام شد. روز مسابقه لپ تاپ را روشن کردم و دیدم روشن نمیشه! بعد از چند دقیقه بررسی فهمیدیم که باتری لپ تاپ سوخته! دیگر هر چیزی که میتونست اتفاق بیفته، افتاده بود! یازده صبح زمان ارئه من بود. حدود نه صبح بود که ایمیلی از استاد راهنمایم دریافت کردم که “آرش متاسفم، من از پرواز جا ماندم!” دیگر نمی دونستم چه کنم؟ تنها میبایست به مسابقه میرفتم و می دانستم که رقبایی بسیار قوی دارم ولی تمام این اتفاقاتی که برای من افتاد تنها اشتیاق من رو واسه برنده شدن بیشتر کرده بود. خلاصه یک ساعت آخر قبل از مسابقه نشستم و با خودم به اتفاقاتی که افتاد بود فکر کردم. نوبت من شد و بعد از هجده دقیقه ارائه کار خودم سه تا از داورها کاملا راضی بودند ولی دو تا داور دیگر از استرالیا و هنگ کنگ بودند که هنوز راضی نشده بودند. آنها شروع کردند به سوال کردن. مخصوصا داور استرالیایی که روی تکنیک آخر من خیلی تخصصی کار کرده بود. خلاصه پرسش و پاسخ تمام شد. بنظرم که خیلی خوب بود. فردای آن روز قرار بود که نتایج را اعلام کنند. نتایج رو از آخر به اول میخوندندف اول گفتند که نفر دوم تیم پاکستان بوده، اما بعدش وقتی گفتند برنده بخش امنیت کامپیوتر از کشور مالزی است، باورش سخت بود. هیچ کس باورش نمی شد که من تنها هستم و تیم ما یک نفره در مسابقه شرکت کرده بود و جایزه طلا رو هم گرفته بود. میشه گفت حالا دیگه جواب تمام تلاشهام رو گرفته بودم.

9: سایر فعالیت های علمی شما به چه نحو است؟ اگر ممکن است، مشخصا در مورد کارهای علمی و تحقیقات دانشگاهی، مقالات و یا کتاب هایی که منتشر کرده اید و … توضیح بدهید؟

فعالیتهای اصلی علمی من از ترم اول فوق لیسانسم شروع شد. اون موقع ما برای هر درس باید یک پروژه تحویل میدادیم که بخشی از نمره هر درس بود. من از اولین درسم طوری روی پروژه های کلاسی کار کردم که بتونم از اونها مقاله علمی بچاپ برسونم درواقع اولین تجربه ام در زمینه نوشتن مقاله مربوط میشه به درسهای دوره فوق لیسانسم که بعنوان نمونه برای درس بانکهای اطلاعاتی یک مقاله روی بهینه سازی بازیابی اطلاعات در موتورهای جستحو در کنفزانس ICMIE سنگاپور چاپ کردم، برای درس زبانهای برنامه نویسی پیشرفته یک مقاله در کنفرانس ICFCC مالزی بچاپ رسوندم، در درس شبکه های بی سیم یک مقاله در کنفرانس ICCDA سنگاپور چاپ کردم و همینطور برای سایر دروس مقطع فوق لیسانس. هنگامی که در درس روش تحقیق تونستم سه مقاله متوالی چاپ کنم، یک از اساتید این درس (این درس دو استاد داشت) بعد از چاپ این مقالات از من بعنوان دستیار تحقیقاتی خودش دعوت بعمل آورد و این شد شروع کار رسمی من در دنیای آکادمیک. کار خود را با مطالعه روی روشهای تحقیق آغاز کردم و در این زمینه چند کارگاه آموزشی نیز برگزار کردم. سپس با پیشنهادی که استاد درس “روش تحقیق” من بهم داد برای یک دانشگاه در مالزی دو جلد کتاب مرجع برای دو درس رمزنگاری و ارتباطات موبایل با عناوین “Cryptography” و  “Mobile Data Communication” نوشتم که دریافت هزینه نوشتن یک از این دو کتاب با تولد پسرم کوروش در بیمارستان تخصصی دانشگاه یو.ام. همزمان شد. همچنین در مورد پایان نامه دوره فوق لیسانسم نیز چندین مقاله در کنفرانسها و ژورنالهای بین المللی بچاپ رسوندم.

با شروع مقطع دکتری بهمراه همسرم شروع به نوشتن کتابی برای “رمزهای ورودی تصویری” کردیم که در آن به بررسی الگوریتم های موجود و نحوه آنالیز آنها پرداختیم. در ترم دوم دکتری در مسابقات INATEX سال 2011مدال برنز گرفتم و همچنین بعنوان دانشجوی برگزیده در علوم کامپیوتر از طرف رایزنی علمی ایران انتخاب و موفق به دریافت لوح تقدیر از نماینده وزارت علوم ایران شدم. در این زمان دو دانشگاه از من بعنوان مشاور و همکار ممتحن پایان نامه های دانشجویی در مقطع لیسانس دعوت بعمل آوردند. همزمان با همکاری با این دانشگاهها شروع به نوشتن یک کتاب با یکی از همکارانم کردم که با عنوان سیستم عاملهای موبایل و برنامه نویسی یا  “Mobile Operating Systems and Programming” بچاپ رسید. همکاری من در این دانشگاهها اغلب در بخش تحقیقات، پیاده سازی، تست و آنالیز پروژه ها بوده که نتایج این همکاریها بصورت مقالات مختلفی بچاپ رسیده و در چند مورد هم منجر به دریافت جوایز ملی و بین المللی شده است. در ترم بعد هم دوباره در مسابقات INATEX سال 2012 شرکت کردم و مجددا برنده مدال برنز در رشته خودم شدم. همزمان با شروع کارم بعنوان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی شروع به نوشتن کتاب بزبان پارسی کردم. چون تخصص من بیشتر روی شبکه های کامپیوتری و امنیت اطلاعات بود، ابتدا شروع به ترجمه و نوشتن دو کتاب بصورت پرسش و پاسخ تشریحی در زمینه شبکه های کامپیوتری و بعد هم یک کتاب بصورت پرسش و پاسخ تشریحی در زمینه امنیت شبکه های کامپیوتری نمودم که همگی توسط انتشارات علوم ایران بچاپ رسیده است. در این زمان برای بخش ملی مسابقات APICTA سال 2012 در کشور مالزی ثبت نام کردم و موفق به دریافت عنوان “بهترین در امنیت” یا “Best of Security” از وزیر علوم کشور مالزی شدم. در کنار این فعالیتها در بخش امنیت یک کتاب به همراه یکی از دوستانم تحت عنوان “ویروسها و بدافزارهای کامپیوتری” توسط انتشارات ناقوس بچاپ رسوندیم که یک کتاب مرجع برای ویروسها، کرمها و بدافزارهای کامپیوتری بزبان پارسی است. البته این کتاب اولین کتاب از مجموعه کتابهایی است که طبق یک برنامه گروهی برای دروس امنیت شبکه و اطلاعات مینویسیم و امیدوارم در سالهای آتی بتونیم با چاپ جلدهای بعدی این مجموعه در حد توان خودمون برای ارتقاء علم و دانش دانشجویان و دانش پژوهان سرزمینمون گامهای موثری رو برداریم. پس از اون به عضویت در تیم ملی کامپیوتر کشور مالزی درآمدم و به همراه تیم عازم مسابقات بین المللی APICTA سال 2012 در کشور برونئی شدم که همانطور که میدانید در این مسابقات تنها طلای کاروان مالزی رو با عنوان “Best of Security” برای مالزی به ارمغان آوردم. البته مالزی بغیر از این مدال طلا موفق به دریافت شش مدال برنز هم در رشته های دیگر شد.

10: اینطور که من برداشت کردم، همسر شما در بیشتر فعالیت های علمی شما هم شریک است؟ آیا اینطور است؟

اگر بخوام صادق باشم باید بگم که همه موفقیتهای من به خاطر حمایتهای پدر، مادر و همسرم بوده. همسرم هم در حال حاضر دانشجوی دکتری علوم کامپیوتر هستند و تقریبا در اکثر کارها با هم همفکری و همکاری داریم.

11: آیا اینطور که همسرتان به شما کمک می کنند، شما هم به ایشون کمک می­کنید؟ ممنون می شوم صادقانه جواب بدهید؟ 

راستش خیر، خیلی از مواقع با توجه به حجم بالای کارهام نتونستم آنطور که باید بهشون کمک کنم.

12: آیا شده در زمینه علمی خاصی بین شما و همسرتان اختلاف بیافتد؟ به قول معروف می گویند بین علما اختلاف افتاد؟

اختلاف اون هم توی مباحث علمی امری طبیعیه

13: بنابراین چه طور این مساله را حل می کنید؟ به اصطلاح راه حل مرضی الطرفین چیست؟

از اونجایی که من بیشتر روی شبکه های کامپیوتری و امنیت اونها کار میکنم و همسرم در زمینه برنامه نویسی تخصص دارن، عموما با هم روی مباحث مختلف بحث و گفتگو داریم ولی همیشه مطالعه و تحقیق بیشتر و یافتن جواب صحیح راه حل اساسی بوده.

14: آقای حبیبی، منبع درآمد شما از کجاست؟ آیا از جایی بورسیه و یا حقوق دریافت می کنید؟

در دوره فوق لیسانس که با دو تا از اساتید بعنوان دستیارشون در چند پروژه همکاری داشتم و در دوره دکتری نیز از بورسیه دانشگاه (IDF) و همچنین یک بورسیه پژوهشی (Research Grant) استفاده میکنم که متاسفانه اونهم بطور منظم پرداخت نمیشه. بابت نوشتن کتابهام نیز هم در دوره فوق لیسانس و هم دکتری نیز درآمد داشتم. بطور مثال همانطور که گفتم فروش یکی از کتابهام همزمان شد با تولد پسرم در مالزی که صرف هزینه تولد کوروش شد. البته از سال گذشته بعنوان دانشجوی بورسیه دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت به عضویت هیئت علمی این دانشگاه نیز درآمدم.

15: ارتباط شما با مراکز و موسسات علمی و تحقیقاتی بین المللی در سایر نقاط جهان به چه صورت است؟

در ارتباط با موسسات بین المللی مدت 3 سال هست که عضو چندین سازمان بین المللی در زمینه علوم کامپیوتر و امنیت شبکه در کشورهای کره، سنگاپور و هنگ کنگ هستم. همچنین عضو انجمن متخصصین IEEE در جنوب شرق آسیا در بخش شبکه های کامپیوتری و امنیت آنها نیز هستم. با دو دانشگاه خارجی در کشورهای نیوزیلند و روسیه هم در بخش تحقیق و نوع آوری بعنوان مشاور تحقیقاتی بین المللی همکاری دارم و در حال اجرای چند پروژه بصورت مشترک هستم. تاکنون با بیش از 40 کنفرانس بین المللی در کشورهایی نظیر آمریکا، کانادا، انگلیس، برزیل، سنگاپور، کره، هنگ کنگ، تایلند، هند، لیتوانی، گرجستان، اندونزی، مالزی و ایران بعنوان عضو کمیته فنی و بازنگری مقالات همکاری داشته ام. در بخش ژورنالها و مجلات علمی نیز در رشته خودم با بیش از 20 ژورنال بین المللی در کشورهایی چون آمریکا، استرالیا، اتریش، تایوان، مالزی همکاری داشته و دارم.

16: همانطور که می دانید، ایرانیان زیادی همانند شما در دانشگاه های مالزی مشغول به تحصیل هستند، چه قدر با آنها ارتباط دارید؟

راستش زمان زیادی برای ایجاد ارتباط ندارم و بیشتر روی پروژه هام کار میکنم. اما با توجه به همکاریم با چند دانشگاه از زمان شروع دوره دکتری میشه گفت با دانشجوهای بیشتری در ارتباط بوده و هستم و تونستم دوستان خوبی رو در این رابطه پیدا کنم.

17: تا حالا شده با آنها فعالیت علمی مشترک داشته باشید؟

من تقریبا بین دوستانم به این نام مشهورم که کارهام رو تیمی انجام میدم و خیلی هم به این موضوع اعتقاد دارم که کار گروهی همیشه بهتر و سریعتر بجواب میرسه.

18: به طور مشخص شده مثلا یه دانشجوی ایرانی که همرشته شماست و در ترم های پایین تر هست را با این هدف که در رشته شما موفق شود، راهنمایی کنید؟ آیا حاضرید تمام تجربیات علمی خود را با آنها در میان بگذارید؟

بنظر خودم تاکنون تاجایی که وقتم اجازه داده تمام تلاشم رو برای راهنمایی و انتقال تجربیاتم به دیگران انجام دادم. البته فکر کنم بهتر هست این پرسش رو از دوستان و دانشجویانی که توی پروژهای مختلف با من همکاری داشتند، بپرسید.

19: این روزها مشغول چه کاری هستید و بخش اصلی برنامه شما برای آینده چیست؟

این روزها چون ترم ششم دکتری خودم رو میگذرونم، بیشتر روزها رو روی پایان نامه دکتری خودم فعالیت میکنم. البته بعنوان تنفس هم، چون تقریبا همه برنامه ها و سیستم ها در رشته من به سمت موبایل و تلفنهای هوشمند در حال حرکت هستن، زمانی رو هم روی این سیستم ها به تحقیق و مطالعه میپردازم که در این زمینه چند پروژه بصورت آموزشی و صنعتی درحال بررسی و اجرا دارم که امیدوارم در آینده نه چندان دور بتونم درقالب کتاب و سیستمهای قابل اجرا روی تلفنهای هوشمند ارائه بدم.

20: به طور کلی دلایل موفقیت خودتان را در چه می دانید؟

من در تمام مدت حضورم در مالزی شاید شبی نبوده که بیشتر از چهار ساعت خوابیده باشم. من توی این مدت روی پروژه های بسیاری کار کردم و چند کتاب هم نوشتم. بهمراه دانشجویانی که در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس بعنوان همکار استاد راهنما، یا مشاور پروژه باهاشون کار کردم مقالات زیادی رو بچاپ رسوندیم و خیلی از شاگردهام مدالها و جوایز مختلفی رو گرفتند. البته لازم بذکر هست که در مالزی خیلی به من سخت گذشت اما مالزی کشوری هست که به من همه امکانات لازم برای رشد رو داد. من موفقیتهای زیادی رو در مالزی کسب کردم و به بسیاری از آرزوهام رسیدم که باید از این بابت از کشور مالزی، مردم مالزی و مسئولین این کشور متشکر باشم. من از روز اول به خودم قول دادم که اگر جایی رفتم که امکاناتی رو در اختیارم قراردادند که در ایران از من فروگذار شده بوده، باید قدرش رو بدونم. من تمام مدت مشغول خواندن ،تحقیق و نوشتن بودم و کسانی که هیشه همراه و پشتیبان من بودند هسر، مادر و پدرم بودند. اونها همیشه منو درک کرده و همیشه باور داشتند که روزی تلاشهام جواب خواهد داد. شاید بهتر هست که بگم قسمت اعظم سختی ها را اونها متحمل شدند و رمز اصلی موفقیت خودم رو در پشت کار، کار گروهی و داشتن هدف مشخص و پشتیبانی خانواده میدونم.

21: این جو مبنی بر نبود راه موفقیت علمی در مالزی که در میان دانشجویان ایرانی وجود دارد از کجا می­آید؟ بعضا دانشجویان توانمندی برای ادامه تحصیل به مالزی می­آیند که خیلی از آنها از دانشگاه های خوب فارغ التحصیل شده اند اما در مالزی با بن بست مواجه می­شوند. نظرتان در این باره چیست؟

من از نداشتن فرصت و امکانات کافی برای رشد ناراحت بودم و به مالزی آمدم تا از فرصت ها و امکانات محیط جدید استفاده کنم و بتونم از توانایی ها و قابلیت هایی که میدونستم در من وجود داره برای رشد و شکوفایی خودم بهره ببرم. شاید بیشتر دوستان ما با یک پیش زمینه فکری که از دوستان و آشنایان خودشون شنیدن به اینجا میان و این پیش زمینه منفی و نادرست درباره مالزی، اجازه فعالیت درست و با تمام توان رو به اونها نمیده. من وقتی آمدم مالزی گوشم را بستم و هیچ چیز را نشنیدم و تنها به تصمیمی که گرفته بودم فکر کردم و تمرکز کردم. خیلی ها از همین موارد منفی برای من بسیار ذکر کردند و گفتند که من زیادی خوشبین هستم. اما من تنها بر روی هدفم تمرکز کرده بودم و راهم رو میدادم.

شاید بد نباشه یه داستان ساده ای رو براتون تعریف کنم. میگن چند قورباغه میخواستند در یک مسابقه از دیواری بالا برن. قورباغه های جوان مشغول بالا رفتن بودند و مرتب از آن بالا می افتادند روی زمین و دوباره تلاش میکردند تا به بالای دیوار برسن. قروباغه های زیادی هم روی زمین کمی دورتر از دیوار نشسته بودند و همش می گفتند که این کار محال است و هیچ قورباغه ای نمی تونه به اون بالا برسه چرا که دیوار بسیار بلند هست. اما بالاخره یک قورباغه ای خودش را به بالای دیوار رسوند و مسابقه را برد. مصاحبه گر که باهاش مصاحبه میکنه و می پرسه انگیزه ای که باعث پیروزی ات در مسابقه شد، چه بود؟ قورباغه جوابی نمیده و پس از چند بار پرسش مصاحبه گر و عدم دریافت پاسخ، در آخر می فهمه که قورباغه برنده کر هست و نمیتونه چیزی بشنوه. درواقع اگر میتونست بشنوه شاید با حرفهای دلسردکننده دیگران خسته میشد و انرژی لازم برای بالا رفتن رو از دست میداد. شاید خیلی از اونهایی که خسته شدند و راه را ادامه ندادند به خاطر همین حرفها بود. ما همه عادت داریم حرف های منفی را بزرگ کنیم و بخوبی گوش کنیم. البته درست است که زندگی در خارج آن هم بصورت کار و تحصیل همزمان و با داشتن خانواده و بچه و خیلی مشکلات دیگر سخت و طاقت فرساست، من خودم هم خیلی اذیت شدم. همین الان هم تقاضای من برای Research Fellow و همچنین تقاضای بورسیه برای این ترم من در دانشگاه یو تی ام رد شده!!!!! اما من فکر میکنم که این ما هستیم که باید از امکانات موجود استفاده کنیم و با بهره گرفتن از این امکانات به هدفمون برسیم. ما همه باید مثل آن قورباغه کر باشیم. این دوستان قدیمی مالزی فقط نکته های منفی را دیده اند. این حرف ها که اینجا همه تنبل اند و کار نمیکنن و آدم در مالزی هیچ حسی ندارد و امثال اینها بنظرم صحیح نیست، اتفاقا اینجا همه چیز با سیستم جلو میره و فکر میکنم آدم باید با هدف به زندگی روزمره خود بپردازه تا بتونه از همه امکانات موجود استفاده کنه. داشتن هدف شفاف و تلاش و جدیت در رسیدن به اون هدف خیلی مهمه. من احساس می­کنم با منفی نگری و سرخوردگی پیش آمده باید یجوری مبارزه کرد و راه حلش هم در همبستکی، کمک به یکدیگر و انجام کارهای گروهی بیشتر هست که امیدوارم در آینده بیشتر شاهد این نوع کارها درمیان هموطنان خودمون باشیم.

22: به نظرتان دانشجویان ایرانی چگونه می توانند از امکانات مالزی برای پیشرفت استفاده کنند؟

مالزی کشوری است با امکانات و شرایط خوب، البته من تنها در بخش آکادمی فعالیت داشتم و داده های من مربوط به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی مالزی هست. اما با این وجود فکر نمیکنم در سایر زمینه ها هم مالزی امکانات کمی داشته باشه. برای نمونه برگزاری کنفرانسهای متعدد علمی و برگزاری سمینار ها و کارگاههای آموزشی ملی و بین المللی در اکثر دانشگاههای مالزی از جمله امکانات خوب برای برقراری ارتباط با محققین سایر کشورها هست. همانطور که میدونید مالزی تقاضای شاهراه علمی رو برای سال 2015 نیز کرده و در اینصورت باید تمام زمینه ها و زیرساختهای لازم برای این امر رو آماده کرده باشه که من توی این 5 سال بخوبی شاهد آن بودم و فکر میکنم رشد مالزی در زمینه آکادمی با توجه به مدت زمان آغاز این طرح که خیلی هم قدمت نداره از سرعت بالایی برخوردار هست و در واقع میشه گفت یک موج آکادمی خوب داره توی مالزی بوجود میاد که دانشجویان میتونن بخوبی از این فرصت ها استفاده کنن و به اهداف خودشون برسن. شاید فکر کنید که چرا من از کاستی های اینجا صحبت نمیکنم. لازم هست که بگم، هیچ امری در دنیا مطلق نیست و اون ایده آلی که ما در ذهن داریم شاید به این راحتی پیدا نشه، اما مهم اینه که در مقایسه نسبی بین مالزی و کشورهای منطقه، مالزی از سرعت بالایی برای رسیدن به پله های بالاتر برخوردار هست و برای افزایش این سرعت هم تلاشهای بسیاری کرده و میکنه. پس بهتر هست که ما به جنبه های مثبت موضوع بنگریم و تا میتونیم ازش استفاده کنیم.

در خاتمه برای همه دوستان خوب خارجی که برای تحصیل به مالزی اومدن بخصوص هموطنان عزیز ایرانی خودم از خداوند آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت در تمام مراحل زندگی رو دارم و از شما هم برای این فرصتی که در اختیار من قرار دادید صمیمانه تشکر میکنم.

در همین رمینه بیشتر بخوانید: محقق ایرانی برنده تنهامدال طلای کاروان مالزی

 

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

6 Responses to “نخبه ایرانی: برای پیشرفت باید خیلی چیزها را ندید و نشنید!”

  1. Hassan :

    باید در تعریف نخبه تجدید نطر کرد!!. جوری دیگر باید نگریست

  2. نریمان :

    آرش جان ازتون متشکرم…انرژی از دست رفته ام رو بهم بازگردوندید با این حرفهاتون…پایک نیوز دم شماهم گرم

  3. سمیه :

    آفرین برشماایرانی.با امید موفقیتهای روزافزون.

  4. عیوض :

    الیته به این دوست یادآور می ش.م که بعضی چیزها را هم باید دید و خورد!

  5. Afrasiab :

    آرش جان هر کی هستی، هرجا هستی، از اینکه نام ایرانی را بلند کردی!! متشکریم. وطن به امثال تو نیاز دارد نه به مرده خوران روزمرگ. چشم هایت را هرجا لازم دیدی، ببند، گوش هایت هم را ببند و محکم بران. دوباره می سازیمت وطن

نظر شما

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>