RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2013 می 28 - 2:18 ق.ظ بازدید: 9,811 کد:6344
 
رایزن فرهنگی: باید به دنبال ایجاد نشاط در بین دانشجویان بود


پایک نیوز-اختصاصی: اگر در چندماه گذشته فعالیت های رایزنی فرهنگی ایران در مالزی را رصد می کرده اید، بدون شک شاهد نوعی تحول در رویکرد و جهت فعالیت های این رایزنی بوده اید، تحولی که عمدتا محور دانشگاهی و دانشجویی داشته و با برگزاری اولین نشست سلسله سخنرانی های نخبگان آغاز و سپس با بازدید رایزن فرهنگی از چندین دانشگاه مالزی دنبال شد. پایک نیوز این تحول در رویکرد را به فال نیک گرفته و با هدف کشف چند و چون این تحولات و رویکرد جدید به پای سخنان دکتر علی اکبر ضیایی در ارتباط با همین موضوع نشسته است.

-جناب دکتر ضیایی! کمی از احوالات این روزهای رایزنی فرهنگی برایمان بگوئید. به نظر می اید بحث بودجه روی فعالیت های شما هم اثر گذاشته و از برنامه های آنچنانی همانند سال گذشته خبری نیست؟

خدمتتان عرض کنم که نه خیلی زیاد. به هرحال مشکلات بودجه ای بوده، هست و خواهد بود. ولی ما خودمان از سال گذشته برنامه هایمان را برای امسال تدوین کرده بودیم. مثلا بخش خانواده که مسئول ارتباط با ایرانیان مقیم هستند فراخوانی اعلام کرد که از نیرو های داوطلب مردمی و دانشجویان درخواست همکاری کردند که در این فراخوان تعداد خوبی از هم وطنان تشریف آوردند و نشستند و برنامه ریزی کردند تا کلاس هایی را در رشته های مختلف بگذارند از جمله کلاس های نقاشی بوده. کلاس های مشاوره و خلاقیت هم سخنرانی و دوره هایی داشتیم که معمولا شنبه ها هستندو استقبال خوبی هم شد که کلاس های نقاشی هنوز شنبه ها ادامه دارد تا زمانی که فصل امتحانات برسد. همچنین ما از ایرانیانی که علاقمند هستند برای بچه هایشان که در مدارس بین المللی تحصیل می کنند دانش فارسی آنها را افزایش بدهند درخواست دادیم. اساتیدی هم آمدند و گذاشتن این کلاس های دانش افزایی زبان فارسی در ادامه برنامه های ما هست. برنامه نوروزی هم البته به خوبی اجرا شد. اخیرا هم که از چندین دانشگاه مالزی شخصا بازدید داشتم.

-اتفاقا می خواستم درباره همین بازدید ها بپرسم. اخیرا محور برنامه ها و فعالیت های شما بیشتر دانشگاهی و دانشجویی شده است. شنیدیم که این روزها بازدید هایتان از دانشگاه ها افزایش داشته است. آیا برنامه و هدف خاصی را دنبال می کنید.

راستش را بخواهید سفری به شمال پیش آمد و ما سعی کردیم از دانشگاه هایی که در مسیر هست بازدید داشته باشیم.

یعنی می گوئید بازدید هایتان اتفاقی بوده و یا این نشان دهنده رویکرد جدیدی در فعالیت های شماست؟

خب نه. می دانید که یکی از وظایف سازمان فرهنگ و ارتباطات گسترش همکاری های دانشگاهی بین کشور مان هست و کشور محل ماموریت. مرکزی هست در سازمان فرهنگ و ارتباطات به عنوان مرکز توسعه همکاری های دانشگاهی. که آقای دکتر احمدی مسئولش هستند که توافق نامه بین دانشگاه ها، تبادل استاد، گرفتن بورسیه از آن کشور مثلا برای مالزیایی هایی که بخواهند در ایران تحصیل کنند می توانند بورسیه بشوند و … را دنبال می کنند. همچنین همکاری های علمی در حوزه برگزارش همایش و کنفرانس که در حوزه فعالیت های سازمان فرهنگ و ارتباطات هست.

چقدر  این مذاکرات با دانگاه ها و بازدیدهایی که از آنها داشته اید را مفید می دانید؟

به نظر من زمینه کار خیلی زیاد است. ما به همان اندازه که به مسائل دانشجویی اهمیت می دهیم، و هموراه به ان فکر می کنیم، اما دوست داریم رابطه رسمی دانشگاه های ایران و مالزی را نیز گسترش دهیم که این در راستای سفر های دوجانبه متعددمی تواند تحقق یابد. مثلا یکی از برنامه های رایزنی فرهنگی اعزام هیئت های دانشگاهی هست به ایران. که در گذشته هم این کار را با همکاری موسسه فرهنگی-پژوهشی امین انجام دادیم و امسال هم تبادل هیات های دانشگاهی در برنامه مان هست. می توانیم اطلاع رسانی خوبی هم داشته باشیم درباره کنفرانس های جهانی که در ایران برگزار می شود که شاید بتوانند شرکت بکنند. ما در سفر به دانشگاه پتروناس و یو.اس.ام. تصمیم گرفتیم که دو تا از نشست های تخصصی نخبگان ایرانی را در دانشگاه پتروناس و یو.ای.ام پینانگ بگذاریم. آنها هم استقبال کردند و می خواهیم اساتید و نخبگان ایرانی را به این دانشگاه ها برسانیم که این باعث تحکیم روابط می شود و علاوه بر این مالزیایی ها هم با سطح جدید از دانش ایرانیان مواجه می شوند. طبیعتا در نتیجه سطح جامعه علمی ایران در مالزی تبیین می شود.

اقای دکتر، بگذارید واضح بگویم که تفکیک دانشگاه های مالزی از وضعیت دانشجویان ایرانی این دانشگاه ها برای ما خیلی امکان پذیر نیست. یعنی شما نمی توانید بدون در نظر گرفتن مثلا 3 هزار دانشجوی ایرانی در یو.پی.ام، به فکر همکاری فرهنگی و یا دانشگاهی با این دانشگاه باشید! لذا این سئوال را می خواهم مطرح کنم با توجه به سابقه گذشته شما به عنوان یک عضو هیئت علمی دانشگاه در مالزی و اکنون نیز به عنوان رایزن فرهنگی سفارت،  چطور می توان از این پتانسیل دانشجویی استفاده کرد؟ و به نظر شما بزرگترین آسیبی که حوزه دانشجویی ایرانی را تهدید می کند چیست؟

من فکر می کنم که یک حلقه مفقوده ای در حوزه دانشجویی هست که این حلقه مفقوده نیازمند کار زیادی هست که بخش مهم اش بخش اقتصادی است و یکی هم بحث علمی پژوهشی و بحث سوم هم مسئله نشاط است. ما نیازمند ایجاد یک سری مراکز علمی مستقل پژوهشی هستیم در مالزی که در کنار این پتانسیل قوی اساتید و دانشجویان نخبه بتوانند ابزار هم آموزش و هم پژوهش باشند در حوزه های مختلف علوم و تکنولوژی و انسانی. به عبارت دیگر به طوری که آنها هم بتوانند دستاورد های ایران را در مالزی معرفی بکنند و هم بتوانند تجارب شرق آسیا را به ایران منتقل بکنند. ما وزارت خانه های مختلفی را در ایران داریم، شهرداری ها و سازمان های دولتی اینها هرکدام دارای تجارب مفیدی هستند. حتی این تجارت می تواند در مالزی مفید باشد. مثلا الان مقامات رسمی مالزی در حوزه صنعت کتاب دیدند که جمهوری اسلامی ایران دارای تجاب خوبی هست در داشتن شهر کتاب. الان این بحث شهر کتاب دارد در مالزی دنبال می شود و هئیت بزرگی قرار است تا یکی دو ماه آینده به ایران در این باره سفر کند. در این رابطه می توانند از ما الگو برداری کنند. این الگو های خوب به علت سابقه آسیایی بودند و اشتراکات فرهنگی و دینی مشترک برای مالزی بسیار قابل استفاده است. این رابطه دو طرفه به نظر من حلقه مفقوده است.

جالب است. اما من توضیحات شما را بیشتر مانند راهکار می بینم. به نظرتان شما مشکل فعلی در کجاست.

شما فرض کنید 500 دانشجو بتوانند موسسات غیر دولتی را به راه بیندازند و با راه اندازی پروژه های تحقیقی نتایج خود را به ارگان های مربوطه در ایران ارائه کنند. خب این خودش یک درآمد زایی خوب هستش که می تواند به مشکلات اقتصادی دانشجویان کمک زیادی بکند. اطلاعات فناوری به ایران منتقل می شود و تجارب ایران به مالزی. ضمن اینکه این دانشجویان بعدا می توانند در این موسسات استاد بشوند و ادامه کار بدهند و کار عملی در حوزه علم و فرهنگ و علوم انسانی انجام بدهند. من فکر می کنم که چون در مالزی زمینه کار دانشجویی در کنار تحصیل وجود ندارد و شغل دانشجویی بسیار کم هست و اکثرا متکی به کمک های پدر و مادر هستند همیشه یک فشار روانی سنگینی بر شانه هایشان هست. راه اندازی این موسسات هم درآمدزاست و هم برای کشور مفید است.

به نظرتان این مسائلی که مطرح شد را باید به حساب دانشجویان ایرانی خارج از کشور گذاشت یا شما بحث مالزی را جدا می کنید. واضح تر بگویم با این جمله که “جو دانشجویی ایرانی در مالزی” جوی مسموم جلوه داده شده است تا چه اندازه موافقید؟

من فکر می کنم که تا اونجا که آشنا هستم با جو های دانشجویی در لایه های مختلف و تمام دوره ها و چه در گرایشات مختلف فکری حقیقتا جامعه دانشجویی ایرانی در مازی جامعه بسیار سالمی هست و به کار بردن کلماتی از این قبیل از جانب هرکس که باشد شایسته جامعه بزرگ دانشجویان ایرانی نیست و به ندرت حتی افراد معدودی هستند که این ادعا ها را مطرح می کنند. وقتی از مسئولین دانشگاه ها می پرسید متوجه می شوید که دانشجویان ایران از بهترین قشرهای دانشجویان خارجی در مالزی هستند و اگر موارد بسیار معدودی در هر چهار یا پنج سال رخ داده باشد آنقدر معدود است که طبیعی بوده و قابل چشم پوشی.

پس این حرف هایی که به خصوص در این چند سال در اقشار مختلف و حتی در میان مسئولین و یا حتی رسانه ملی زده می شود از کجا می آید. آیا فکر نمی کنید مطرح شدن چنین ادعایی تاثیر بسیار منفی ای روی جامعه دانشجویی خواهد گذاشت؟ این ادعا متاسفانه حتی به مجلس هم کشیده شد.

خب ببینید هر اتفاق کوچکی که می افتد متاسفانه رسانه ای می شود و بزرگتر از آنچه که هست. این رسانه ها هستند که این جامعه را مثبت نشان می دهند یا منفی. یک مورد جزیی انضباطی بین 14 هزار دانشجو  رخ می دهند و وقتی رسانه ها تا این حد به آن واکنش نشان می دهند طبیعتا تاثیر منفی خود را خواهد گذاشت. من یادم هست که متاسفانه چنین بحثی در مجلس هم مطرح شد. البته به این دلیل بود که متاسفانه یک جو بزرگی در باره هجوم به مالزی در ایران مطرح شده بود. من خودم یادم هست که یک دوره ای در ایران که بودم در تاکسی و اتوبوس می شنیدم که حرف مردم عموما در این رابطه است که بریم مالزی و بچه هامان را بفرستیم. خب خیلی از این تصمیم ها ناآگاهانه بود. بعضی ها خانه هایشان را فروختند یا استعفا دادند و سابقه کاری شان را از بین بردند. یک جوگیری بدی میان مردم به راه افتاد که مالزی کعبه آمال است. خب این قشر آمدند مالزی و با یک تصویر دیگری روبه رو شدند. خیلی از این افراد برگشته اند. حتی با کوچکترین فشار و نوسان ارزی. آن بحثی که در مجلس مطرح شد برای داخل کشور بود تا یک آگاهی داده شود تا اینطوری که آژانس های مسافرتی و برخی افراد در ایران کار می کردند معلوم شود که همه گفته های آنها درست نیست. سو اسفاده های زیادی توسط این آژانس ها از مردم شد و پول های زیادی چپاول شد. به هر صورت من فکر می کنم که نیاز به یک اطلاع رسانی واقعی در ایران داریم که نشان بدهیم که همه چیزهایی که می گویند درست نیست و بررسی دقیق لازم است. مثلا در لیسانس و فوق لیسانس ظرفیت زیادی در ایران داریم با سطح بالا. اما به خاطر این شایعات مردم هجوم آوردند به مالزی و با کوچترین مشکلی برگشتند.

آیا موافقید که این وضعیت منفی جلوه داده شده در باره دانشگاه های خصوصی به مراتب وخیم تر است؟ اینهمه منفی بافی درباره دانشگاه های خصوصی از کجا می آید؟

نه اینطور نیست. اگر قرار باشد منفی بافی کنیم دانشگاه خصوصی با دولتی فرقی نمی کند. به نظرم جو دانشگاه های خصوصی هم همانقدر سالم است. چه فرقی می کند دانشگاه یو.ام با دانشگاه لیم کوک وینگ و یو.سی.اس.آی و اپیت؟ اگر بخواهید فقط نگاه ضعف را بزرگ کنیم همه جا منفی است. من معتقدم نکات مثبت آنقدر زیاد است که می توان از نکات منفی چشم پوشی کرد. البته ما باید ارتباطمان را با دانشگاه هایی که مورد تایید نیستند هم با بخش دانشجویی زیاد کنیم. مخصوصا در حوزه فرهنگی. آنها نباید احساس کنند که چون دانشگاه شان مورد تایید نیست از ما دور افتاده اند.

من خودم گاهی احساس می کنم که ما دانشگاه های خصوصی را مثل فرزند ناخوانده از خود دور کردیم. هیچ توجهی نداریم و آنها را جدا شده می بینیم. بعد که موردی پیش می آید داد و هوار می کنیم که ای دانشگاه خصوصی اینطور و آنطور است! خب این دانشجویان حق دارند که دلخور باشند.

این اشتباه ماست. توجه به آنها و مخصوصا دانشجویان وظیفه ماست. آنها هم از ما توقع دارند و دانشجو حق دارد که از ما مطالبه کند. بحث اعتبار دانشگاه ها در حیطه ی ما نیست. ولی من در برنامه های خودم گذاشته ام که با دانشجویان این دانشگاه ها ارتباط بیشتری برقرار کنم و مشکلاتشان را بشنوم. همین اتفاق ناگواری که برای یکی از دانشجویان دختر دانشگاه لیم کوک وینگ افتاد را در نظر بگیرید. من خودم در آن مراسم شرکت کردم و دیدم که نزدیک 600 تا 700 نفر دانشجوی ایرانی در آن شرکت کردند. این احساس همدردی واقعا روی من تاثیر گذاشت. چه چیزی زیباتر از این؟ این حس همدردی برای من یک ارزش است و نشان دهنده یک جامعه سالم. حالا کس دیگری می تواند از بعد دیگری نگاه کند . آن را منفی ببیند. نگاه من متفاوت است.

اگر قرار باشد سباست گزاری تازه ای درباره دانشجویان ایران مقیم مالزی انجام شود محور های پیشنهادی شما چه هست؟

خب به نظر من اولین چیز این است که دانشجویان یادشان نرود که متعلق به کشورشان هستند و به ایران اسلامی تعلق دارند و اعتقادات خودشان را حفظ کنند و سعی کنند یک ایرانی باشند. ایرانی که دارای تمدن طولانی در علم و دانش و اخلاق است. ما دانشمندان زیادی داشتیم که همیشه در سطح جهانی درخشیدند. مثل رازی، خوارزمی، ابن سینا…. حتی در مالزی هم این شخصیت ها شناخته شدند. دانشجویان بدانند که مال این سرزمین هستند و آداب خودشان را حفظ کنند. این خودش بهترین زمینه انسجام میان دانشجویان ایرانی است.

اینها که دوباره شد نصیحت و توصیه به دانشجویان!!. پس مسئولین در این زمینه چه کمکی می توانند بکنند.

من فکر می کنم که مسئولین هم می توانند در این زمینه کار کنند  یک فضای سالم و پر نشاطی را به کمک دانشجویان ایرانی راه بیندازند که دانشجویان نیز در آن سهیم باشند. خب این برای رفع غربت و تنهایی و احساس سهیم بودند در یک جمع مفید است. مثلا می توانیم بزرگداشت اندیشمندانی ایرانی در مالزی برگزار کنیم. جزو پیشنهادات ما هم هست. مثلا درباره رازی کاشف الکل… خوارزمی و بیرونی در علم حساب و نجوم و ریاضیات. می توانیم چنین سمینار هایی را برگزار کنیم. یا حتی شب شعر برای زنده کردن یاد شعرای قدیم مثل حافظ و سعدی و مولانا و شعرای معاصر. اخیرا دانشگاه یو. پی. ام شب شعری را در بزرگداشت پروین برگزار کرد. خب اینها تاثیر کمی ندارند. هم باعث نشاط هستند و هم حس یک نوع هم بستگی دانشجویان است. خب رایزنی فرهنگی در تمام این فعالیت ها مشارکت دارد. الان هم با این ملاقات های اخیر با نمایندگان دانشجوها قرار شد که طرح هایشان را برای ما بفرستند و ما هر کمکی از دستمان بر بیاید انجام می دهیم. بهترین کاری که مسئولین می توانند بکنند نمایاندن چهره خوب و واقعی از مالزی در ایران است.

با توجه به راهکارهایتان، معتقدید که بخش عمده مشکلات ایرانیان مقیم مالزی در خارج از حوزه مسائل فرهنگی است. توصیه شما به مسئولین مرتبط برای بر طرف کردن این مشکلات چیست؟

به نظر من خود دانشجویان باید هسته ها و کمیته های تحقیقی علمی ای را ایجاد کنند. این هسته ها از یک انسجام تشکیلاتی باید برخوردار باشند و از طریق رایزنی علمی با وزارت خانه های ایران مرتبط شوند و پروژه هایی را برای داخل کشور انجام بدهند. من فکر می کنم که همه چیز را نباید دولتی نگاه کرد. اگر ما بخواهیم حتی به امور دانشجویی هم دولتی نگاه کنیم خب این درست نیست. ما مردم با فرهنگ و با تمدنی داریم. من فکر می کنم که جامعه دانشجویی و اساتید ما در مالزی خودشان به رشد و توانایی رسیدند تا بتوانند از این فرصت ها برای معرفی ایران و انتقال تجاترب شرق اسیا به ایران استفاده کنند. من واقعا امیدوارم که این یاس و ناامیدی به دانشجویان ایرانی رسوخ نکنند و آنها به قدرت و هوش و توانایی خودشان متکی کنند.

* مصاحبه از شیما وزوایی

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

نظر شما

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>