RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2013 سپتامبر 14 - 2:07 ب.ظ بازدید: 20,999 کد:6889
 
دیوید ممیت؛ و نمایش روزگار نو

مالزی- پایک نیوز: دیوید آلن ممیت در 30 نوامبر 1946 متولد شد. از اولین مشاغل او شاگردی اتوبوس در قسمت قدیمی شیکاگو بود، که تماشاخانه ی «شهر دوم  «، محل نمایش های کمدی های فی البداهه، در آن قرار داشت. او از مدرسه ی مترقی «فـرانـسیس دبلــیو. پارکــر» و «کالج گُدارد» در شهر پلـین فیلدِ ورمـونت فارغ التحصیل شد. برخی او را، به همراه تام شپارد و ادوارد آلبی، سه نمایشنامه نویس بزرگ زنده ی آمریکایی می دانند. او به غیر از نمایشنامه نویسی به کار نگارش مقاله ، فیلمنامه و کارگردانی سینما هم می پردازد. ممیت برنده ی جایزه ی پولیتزر و نامزد جایزه ی تونی برای «گلنگَری گلن راس» (1984) و «به شخم زدن سرعت بده» (1988)، به عنوان بهترین نمایشنامه نویس، و به عنوان فیلمنامه نویس، نامزد دریافت اسکار برای «حکم» (1982) و «سگ لرزه» (1997) شده است. کتاب های ممیت شامل این هاست: مذهب قدیمی (1997)، داستان کوتاهی درباره ی لینچ شدن لئو فرانک؛ پنج شهر نجات: تأملات هفتگی در باره ی سِفر پیدایش، مهاجرت، لاویان (کتاب احکام شرعی یهود)، اعداد و سِفر تثنیه (کتاب دوم تورات) (2004)، تفسیر تورات، همراه با خاخام لاورنس کوشنر؛ فرزند گناهکار (2006)، مطالعه بر موضوع نفرت از خود در بین یهودیان و یهودی ستیزی؛ و بامبی دربرابر گودزیلا، تقریراتی در مورد بازار فیلم.

 ممیت از اعضای پایه گذار شرکت نمایشی آتلانتیک است؛ او در ابتدا برای سه گانه ی خود، «واریاسیون اردک»، «انحراف جنسی در شیکاگو» و «بوفالوی آمریکایی»، تحسین دیگران را برانگیخت.  هم چنین، در سال 1984 جایزه ی پولیتزر را برای «گلنگری گلن راس» دریافت کرد، که در سال 2005 برای اولین بار در برودوی اجرا شد. نمایشنامه ی «نژاد» او که در 6 دسامبر 2009 در برودوی، با شرکت جیمز اسپادر، دیوید آلن گری یه، کنی واشینگتن و ریچارد توماس بازگشایی شد، برخوردهای متفاوتی را دریافت کرد. چارلز مک نولتی از نشریه ی تایمز آن را با شروع خوب و تداوم کم رمق، با نگاهی ژورنالیستی توصیف می کند. بن برانتلی از نیویورک تایمز با تمجید از بازی ها، کار را کامل و – به درستی-  فاقد تنش دراماتیک واقعی می داند و معتقد است که گروه، بدون لزومی به در کردن تیر و ترقه، توانسته فضای پر نیش و نوش ممیتی را بسازد. دیوید رونی از نشریه ی ورایتی نمایش را نرم و هموار ولی توخالی توصیف می کند و طرح را به طور فزاینده ای لرزان می داند، که در مسیری نامطمئن در تب و تاب است. اما بی رحمانه ترین موضع را الیزابت وینستِللی از نیویورک پست می گیرد وبا آوردن صفاتی چون نخراشیده وناشیانه، به کلی کار را با نام آن بی ارتباط می داند. از نظر او، با تغییری جزئی می توان موضوع را به هر چیز دیگری تبدیل کرد. و سرانجام جان سایمون از بلومبرگ این اجرا را ملودرامی با ولتاژ بالا می داند که با جسارت، سؤالات طراحی شده ای را در جهت مورد نظر نمایش و گفتارهای برانگیزاننده و هدفمند آن مطرح می کند.

 فعالیت های سینمایی

اولین فیلمنامه ی به مرحله ی تولید رسیده از ممیت به سال 1981، «پستچی همیشه دو بار زنگ می زند» (به کارگردانی «باب رافلسون») بر اساس رمان «جیمز ام. کین» بود. او یک سال بعد، برای اولین اثرش، یعنی «حکم»، نگارش شده در اواخر دهه ی 1970، نامزد دریافت جایزه ی آکادمی (اسکار) شد. او برای فیلم «تسخیر ناپذیران» (برایان دی پالما) نیز فیلمنامه نوشت. در سال 1987، ممیت اولین کارگردانی فیلم را با «خانه ی بازی ها»، با شرکت همسر سابقش«لیندسی کروز»، و در اماکن متعلق به همکاران صحنه ای قدیمی اش انجام داد. او از دوستانش برای بازی استفاده کرد؛6 به ویژه در صحنه ی آغازین فیلم که دوستان پوکر باز قدر ورمونت در حال بازی هستند. دو تا از چهار دوست پوکرباز فیلم، فارغ التحصیلان کالج گُدارد، آلن سول و باب سیلورشتاین هستند. سه فیلم شخصی ممیت، خانه ی بازی ها، زندانی اسپانیولی و سرقت، به عوالم اشخاص فریبکار می پردازد. ممیت به عنوان نویسنده و کارگردانی قدر، شرکتی غیر رسمی برای گرد آوری فیلم هایش ترتیب داده است، شامل کروز (همسر سابقش)، ویلیام اچ. مکی ، جو مانتگنا، ربکا پیدجون (همسر فعلی اش)  و ریکی جی ، و نیز تعدادی از همکاران پوکر بازی که در بالا ذکرش رفت. ممیت فیلم هایش را با پرداخت هایی که از بازنویسیهای معتبر و غیر معتبر برای فیلم های پرخرج معمول دریافت می کند، پایه می گذارد. مثلاً متن فیلم «رانن» را با نام مستعار «ریچارد وایز» بازنویسی کرد و اولین نسخه ی متن «مالکولم ایکس»، را که کارگردان آن «اسپایک لی» رد کرد، به وجود آورد.  در سال 2000، ممیت «فاجعه» را با فیلمنامه ای که خودش ننوشته بود، بر اساس نمایشنامه ی تک پرده ای ساموئل بکت، و با شرکت هارولد پینتر و جان گیلگاد (که آخرین حضورش بر  روی پرده بود) کارگردانی کرد. در سال 2008، فیلم رزمی «کـمربند قرمز» را ساخت که در باره ی مــربی فنون رزمی ای است که در نـبردی حـرفه ای دست به حیله می زند. او با همسرش ربکا پیدجون برای تبدیل رمان « به سورنتوبازگرد» ( نوشته ی«داون پاول» بانوی نویســنده ی آمـریکایی (1965- 1896) – م) به فیلمنامه، گروهی تشکیل داد، که مراحل بعدی فیــلم، در سال2010 پی گیری شد.  ممیت در مقاله ی «در باره ی کارگردانی فیلم»، مجدداٌ بر عینیت گرایی در فیلمسازی تأکید می کند. او معتقد است که معنا و مفهوم از طریق تدوین مجموعه تصاویربه ظاهر نامرتبط ،  قابل دریافت است، و کارگردان بهتر است که همواره در پی نقطه ی تمرکز صحنه باشد. او باور ندارد که فیلم شخصیت محوری، یا مجموعه نماهایی که از نظر بصری زیبا یا از نظر نمایشی غافلگیرکننده است، را دنبال کند، بل که بهتر است روی نقطه ای در کل مسیراساسی و ضروری تمرکز کند.  او می خواهد فیلمش به وسیله ی روش های منطقی خلق نظم از طریق بی نظمی در جستجوی فراعینیت (superobjective) شکل داده شود. ممیت در کارگردانی فیلم به صحنه های مینی مال و کارگردانی خلق الساعه اعتقاد دارد.

ممیت گویی   ”Mamet speak” 

سبک ممیت در نگارش گفتگوهای نمایشی، با چاشنی لجاجت و منش کوچه بازاری، که برای تأثیر بهتر به دقت ساخته و پرداخته شده است، شـاخص می شود، و به قدری متمایز است که نتیجتاً می توان آن را ممیت گویی نامید. او اغلب از حروف ایتالیک و علائم نقل قول، برای برجسته کردن کلمات خاص و جلب توجه به اعمال مکرر شخصیت ها و استفاده ی اغواگرانه از زبان، سود می جوید. شخصیت های او مدام حرف یک دیگر را قطع می کنند، جملاتشان یکسره ناتمام می ماند، و دیالوگهایشان هم دیگر را می پوشاند. ممیت از گرایش خـودش (و نویسـندگان دیگر)، به «زیبـا» نویسی به منظور هزینه کردن اصـوات و طرح افـکنی های منطقی انتـقاد می کند.

هنگامی که از چگونگی پیشرفت سبک گفتار نویسی او سؤال شد، گفت: «در خانواده ی من، در ایام ماضی تلویزیون، ما دوست داشتیم با وقت گذرانی های شبانه خود را بی چاره کنیم، فقط بر اساس قابلیت گفتگوی زبان وحشیانه. شاید در آن جا توانایی من به ظهور رسیده است.»

نمـونه ی کلاسیک از سبک گفتار نویسی ممـیت را می توان در گلـنگری گلن راس یافت، که در آن دو فروشنده ی دون پایه ی املاک و مستغلات در حال بررسی چگونگی ورود به دفتر کارفرمای خود برای سرقت فهرست های راهنمای املاک خوش فروش هستند. «جورج آرونو » و «دیو ماس» تفاوت غلط انداز معنای «گفتن » و « صحبت کردن »، در سراشیبی سرسری گرفتن متقلبانه ی زبان و معنا:

ماس: نه. منظورت چیه؟ من گفتم؟به اون؟ از این (مانند ایتالیک اصل متن- م) [مکث}

آرونو: بله. منظورم اینه که تو دقیقاً  از این گفتی، یا فقط ما هستیم...!

ماس: نه، فقط ماییم...!

آرونو: ما فقط ازشداریم می گیم.

ماس: ما فقط درباره ش داریم صحبت می کنیم. [مکث] مثل فکر خامی توی ذهن.!

آرونو: مثل فکر خامی توی ذهن.

ماس: آره.

آرونو: ما راس راسی نمی گیم ازش.

ماس: نه.

آرونو: گفتن از اون مثل…

ماس: نه.

آرونو: مثل سرقت.

ماس: مثل «سرقت؟» نه.

ممیت، گلنگری گلن راس را به هارولد پینتر تقدیم کرد، که مشوق او در اولین صحنه های اجرائی زندگی او در تئاتر ملی سلطنتی لندن در سال 1983 بود. و کسی که ممیت او را  یکی از عوامل مؤثر در توفیقات، و کارهای دیگرش می داند.

* ترجمه و تألیف: محمدعلی طاهری، دانشجوی دکتری هنر در دانشگاه یو.ام مالزی

 

 

کلید واژه: , ,

 

 

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

Comments are closed.