RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2013 اکتبر 5 - 1:18 ب.ظ بازدید: 26,236 کد:7012
 
جامعه شناسی موسیقی توده در ایران


مالزی- اختصاصی پایک نیوز: جامعه شناسی موسیقی توده در حقیقت رشته ای است که پس از تکامل روز افزون جامعه شناسی فرهنگ،ادبیات و معرفت، فضایی درخور برای بحث برای خود پیدا نموده است. در بطن فرهنگ آلمانی مابین دو جنگ است که روشنفکران مارکسیست آلمانی برای اولین بار به تحلیل موسیقی در محتوای جامعه شناسی و فلسفی می پردازند . مقاله ی معروف آدورنو به نام “شیوه های واپسگراینه در شنیدن” می تواند نقطه ی عطفی در تحلیل موسیقی عامه و یا کلاسیک (در محتوای جدید) تلقی شود.

می توان در نمایی کلی به خصوصیات جهانشمول و عام موسیقی عامه در ایران دست یافت . اولا موسیقی عامه بدون تردید دارای شکلی منجمد و بسته است که در آن صور ، فرم و سازمان یک قطعه موسیقی بسبار قابل فهم برای توده است . به عبارت دیگر فرد به سادگی می تواند خود را در کنار صورت ها و فرم های موسیقی قرار دهد ، و بدون به کار بستن تخیل و اندیشه در شکل سارمانی این نوع موسیقی قرر می گیرد .

در این نوع موسیقی فرد خود را تسلیم این فرم موزیکال می کند و سراسر تجربه ی شنیدن به سفزی دروغین و از پیش تعیین شده تن می دهد. سادگی شکل ،خیال و سازمان این قطعات موزیکال سبب می شود که فرد در هر لحظه که بخواهد در متن آن قرار بگیرد و یا به سادگی از آن بیرون آید .گویی این نوع موسیقی در متنی مسطح و هموار در حرکت است .

موسیقی عامه کلا حاوی این نوع خصوصیت است که در آن دنیا آشنا ، قابل کنترل و قابل پیش بینی است . حال آنکه پیچیدگی یک فرم موزیکال می تواند باعث افزایش اضطراب و دلهره شود . به سخن دیگر موسیقی عامه همانا کوششی در جهت پیروزی بر دلهره . اضطراب های اجتماعی است . بدین سبب است که رابطه ای عمیق میان دلهره های اجتماعی و موسیقی عامه به چشم می خورد .

ترس های غیر عقلانی ناشی از تحولات سریع اجتماعی ، سقوط منزلت و پایگاه اجتماعی و بالاخره گمنامی اجتماعی می تواند عامل یا عواملی باشد که به پیدایش اضطراب کمک نماید. در عصر جدید و به ویژه با توسعه ی شهر نشینی به نظر می آید که روابط اجتماعی بیش از پیش مبهم و غیر قابل درک شده است .این وضعیت به ویژه در مورد قشر های بی ثبات و ناپایدار به شکل واضح تری دیده می شود .موسیقی عامه دارای عملکرد خاصی است که همانا خنثی کردن اضطراب و دلهره است .

  تجربه ی بینایی………………………………………………………………………….

در موسیقی عامه نوعی تجربه ی بینایی نیز مطرح می شود .این موسیقی به معنای کلمه آنقدر مهم نیست که استفاده از موسیقی برای تنظیم و کنترل حرکات بدن . این گرایش توتالیتر در موسیقی عامه می تواند قشرهایی بی ثبات و شناور به وجود آورد .

در پائین ترین نوع موسیقی عامه تجربه ی موزیکال بیشتر نوعی بهانه و عذر جهت ایجاد یک فضای دروغین نزدیکی اجتماعی است .موسیقی در اینجا نوعی کاتالیزور برای شکل دادن به احساس ناشناخته برای نزدیکی افراد است .اما نکته ی مهم اینکه این روح نزدیکی اجتماعی که توسط موسیقی توده به وجود می آید به طور عمده خود را در حیطه ی حرکات بدن که قابل روئت است متجلی می سازد .

موسیقی عامه راه نجاتی برای فقط چند دقیقه………………………………………………..

موسیقی عامه دارای دارای این گرایش مهم است که کوشش می کند سرخوردگی های دنیوی را به شکلی شبه عرفانی و ایده آلیستی بیان کند . در حقیقت موسیقی عامه بخشی از مکانیسم تولید آگاهی مجازی است که در آن فرد خود را در رابطه ای تخیلی مشاهده می کند و پیچیدگی روابط اجتماعی و درک آن را فدای دنیای یک بعدی و وهم آلود می کند .شگوه ها و ناله های مبهم درونی در موسیقی عامه خود را در قالبی از پیش تعیین شده می بیند . هر نوع اشتیاق،حزن افسردگی و رنج خود را به شکلی متبلور و سازمان یافته و پیش بینی شده نشان می دهد .در موسیقی عامه فرد رنج های دنیوی خود را به جهانی دیگر منتقل می سازد .گویی فقط تجربه ی زورکی عشق یا حتی هم ذات پنداری های چند دقیقه ای ، پاسخ نهایی به بحران ها و زخم های اجتماعی است .

آدورنو در گفتار خود در باب موسیقی عامه به این نکته اشاره می کند که چگونه بخش ناخودآگاه ذهن و همچنین قسمت خلاقه آن توسط موسیقی عامه نابود می شود . گویی فرد خالی از هر درون و ذهنیت است .در موسیقی عامه بدون شک ذهنیت و عینیت ، درون و برون با یکدیگر یکسان می شوند . در ابتدایی ترین نوع موسیقی عامه که با رقص و آواز همراه است ، فرد در مرحله ای است که هگل آن را آگاهی ابتدایی نامیده . جهان مسطح موسیقی عامه موقعیتی پیروزمند و مسلط به فرد می بخشد.

 بررسی چند نوع موسیقی عامه پسندانه در ایران……………………………………………

الف:  گوگوش ، ستار و …………………………………………………………………. 

در نوعی از موسیقی عامه که از قدرت بالایی هم برخوردار است ، روح گروهی اهمیت چندانی ندارد . بدون شک موسیقی گوگوش ، ستار و غیره موسیقی سرخوردگی قشر های جوان طبقه متوسط و طبقه ی متوسط پائین است .

در اینجا تصنیف شکلی شبه شعری پیدا می کند و رابطه ای خود شیفته وار بین فرد و اشیا و تصاویر به وجود می اید . مثلا در این قطعه که خواننده می گوید : اگه سبزم،اگه جنگل،اگه ماهی ، اگه دریا … آنچه که دیده می شود ترکیب زبان خودمانی با تصاویر شبه شاعرانه است .گرایش های طفولیت در این زبان موسیقی آنچنان است که سبز ، جنگل و غیره را تبدیل به رابطه ای “خود شیفته” بین فرد و تصاویر شبه شعری می کند . شاید این همان خصوصیت کلی خردهبورژوازی است که می خواهد رابطه ای شبه محزون و فردی شده با دنیا و اشیا را به وجود آورد . جهان فردی شده در موسیقی گوگوش در حقیقت نوعی تسلی برای آن دسته از گروه های اجتماعی است که در مکانیسم پیچیده ی روابط اجتماعی بیش از پیش احساس ضعف و زبونی می نمایند .

ب.حمیرا،هایده و …………………………………………………………………………

در این نوع موسیقی فضا به شکلی قراردادی و گاه خسته کننده محزون است .حزن در این نوع موسیقی بیشتر در رابطه با ترس از جدایی، تنهایی و بی کسی است .شاید این بهترین فرم موسیقی است که در آن اضطراب و ترس های طبقه ی بورژوا نهفته است . کندی حرکت بخش های موسیقی درست نقطه ی مقابل سرعت حرکت در موسییقی قشر های پائین تر است. در اینجا ناله های زنانه از یک سو منعکس کننده ی موقعیت مظلوم زن ایرانی است و از سوی دیگر ایده آۀ های زنانگی را در فرهنگ خرده بورژوازی نشان می دهد . در این نوع موسیقی ساخت صدا دارای اهمیتی ویژه است . توضیح آنکه این دسته از خوانندگان دارای خصوصیات ایده آل زنانگی اند و به سادگی می توانند شنونده را مجذوب و سحر زده کنند .این ناله های محزون عاشقانه در حقیقت همان زیبا سازی رنج کشیدگی است . لذت بردن آنچنان است که فرد می تواند .به سهولت خود را با آن همگام سازد . اما اینکه تنهایی و بی کسی با صدای مجذوب کننده ی زنانه منعکس می شود ، می تواند معنایی خاص داشته باشد . در فرهنگ قدرت گرایانه ی ایرانی بدون شک عامل از بین برنده تنهایی همان مادر و خانواده است .به خصوص اینکه در سال های اخیر با پیدایش طبقات و گروه های جدید و با رشد فرهنگ عامه اهمیت خانواده روبه کاهش گذاشته است . سراسر تجربه ی شنیدن این موسیقی حس یکی شدن با جامعه ی گرم مادرنه را در درون خود احساس می کند .از سوی دیگر حفظ این تنهایی و رنج می تواند فرد را به طور موقت از تسلط دنیای بی رحم جامعه نجات دهد.

 ج.فرهاد و ……………………………………………………………………………..

در این نوع موسیقی که از ارزش هنری بالایی هم برخوردار است ،عملکرد ایدئولوژی و آگاهی مجازی به گونه ای دیگر است.در تبدیل شعر شاملو به موسیقی عامه آنچه حائز اهمیت است منجمد شدن شعر در قالبی تکراری و بعضا سطحی است . در اینجا ظاهرا شعر ناب تبدیل به یک مجموعه و کلیت می گردد.حال آنکه شعر ناب (به خصوص در عصر جدید) می تواند حاوی مجموعه های بی نهایتی از کلمه ، مصراع و بیت باشد .در شعر مدرن حتی تجربه ی ناب با کلمه نیز پدیده ای مستقل است که شعر معاصر فارسی نتوانسته به آن چنان پیشرفتی در تجربه ی انتزاعی با کلمه نائل شود و احتمالا کلمه در متن مصرع و یا بیت شکل می گیرد . اما به هر صورت موزیکال شدن شدن شعر شاملو چیزی جز ساده کردن آن برای به خاطر آوردن شریع نیست . در متفکرانه ترین نوع شنیدن موسیقی فرهاد تصویری بدست می آید که یک دلتنگی برای از بین رفتن شهری قدیمی و آشناست .

“تنگ بودن کوچه ها ” و خالی بودن دکون ها ” متداول ترین تجربه ی آن شهری است که سریعا در حال تحولات اجتماعی است .این در حقیقت همان دلتنگی برای آشنایی است که تصویر مسلط ذهنی دنیای خرده بورژوازی را تشکیل می دهد .

نفرت از شهر، این ادعا که شهر روابط فردی شده را از بین می برد ، اشتیاق برای پناه بردن به روزگاری ساده تر که در آن همه خوب و مهربانند(که از نظر من نوعی فرار از واقعیت محسوب می شود) ، این احساس که جامعه شهری مادی بی روح و خود خواه است، در سراسر ایدئولوژی این طبقه دیده می شود .

به طور کلی در سراسر موسیقی عامه پسند در ایران جهان بینی خرده بورژوازی مکانی والا دارد . ترس از دوری و اشتیاق شدید برای نزدیک شدن به معشوق همان انعکاس نوعی زندگی جدید است که در آن روابط بر اساس ضوابط ((تولید ساده ی کالایی قرار ندارد.)) . فقط در جهان کالایی شده است که فرد نیز چونان یک کالا مجرد بوده،موقعیت ممتاز و یکه خود را از دست می دهد.دقیقا این طبقه ی خرده بورژوا است که خود را در معرض بیشترین تحقیر در جامعه ی جدید می بیند .

د. ملاحظاتی در باب رپ فارسی……………………………………………………………

سبکی از موسیقی که این روزها بی شمار در باره ی آن حرف می زنند ، می نویسند و فیلم می سازند موسیقی ای مرسوم به رپ فارسی است . حال از زیر زمینی اش گرفته تا مجاز و بازاری . از این نوع موسیقی تاریجچه ها گفته اند و تعریف ها ارائه دادند .

با توجه به نظر آدورنو که در مقدمه نیز شرح داده شد ، موسیقی امروز فردیت ندارد ،ساخته شده است تا در بهترین حالت موسیقی متن فیلم ها باشد یا در کافه ها و ماشین ها صدای پس زمینه باشد . رپ اما تکمیل این روند است ،اگر راک هنری دهه ی هفتاد تمام تلاش اش را به کار بست تا این گونه نشود رپ جایی است که فضاحت به اوج خود می رسد ، کارگری که در بهترین حالت همان چاپلین در عصر جدید است و در بدترین حالت کسی است شبیه همه ما  ، کارمندی که   در بهترین ساعات روز و زندگی اش  در جهت کسب درآمد برای رفع نیازهای مصنوعی و مصرفی اش  تبدیل به ماشین تایپ می شود بایدبرای ساعات  به اصطلاح فراغت اش نیز  برنامه ریزی ای به همان دقت صورت پذیرد ، و چه چیز بهتر از رپ . رپ از نظر موسیقیایی از همان نظمی تبعیت می کند که خط تولید یک کارخانه یا سلسله مراتب اداری یک شرکت : باهمان نظم کشنده ، همان یکنواختی ، همان تکرار و همان حماقتی که همگان با وجود اشراف و آگاهی به آن قادر به تغییرش نیستند.

مضمون کلی این موسیقی را (گذشته ار رپ اعتراضی)  می توان به طور کلی و خلاصه در بیان خوشگذرانی ها ، عیش ها و شراب خواری ها و تعریف خواننده از خودش و گروهش و مخالف با باقی گروه های رپ خلاصه کرد ، و ازاین منظر هیچ اشکالی متوجه این موسیقی نیست. چرا که مضمون شاید بسیاری شعر های فارسی و عمدتا کلاسیک نیز همین مضامین است ،با همین مضامین آثاری خلق شده اند که از دلایل واقعی ای هستند که یک ایرانی می تواند به ایرانی بودنش ببالد و تازه مگر تنوع مضامین تا چه اندازه است؟  یک خواننده ی رپ در قرن بیست و یکم میلادی از همان مضامینی سخن می گوید که شاعر بزرگی مثل خیام یا حافظ در صد ها سال پیش، اما چیزی که باعث تمایز میان خیام و مثلا هیچکس می شود نه مضمون سخن این دو که آن چیزی است که هربرت مارکوزه آن را شکل زیبا شناختی می نامد : تغییر شکل محتوایی معین به کلیتی خودکفا مثل شعر رمان ، و غیره ، و باز همانطور که مارکوزه می گوید: ملاک خصلت مترقی هنر تنها در خود اثر نهفته است : در آنچه می گوید و اینکه چگونه آن را می گوید . در رپ ما با این تغییر شکل مواجه نیستیم ، یک خواننده ی رپ با تمام وجود در جهت بازتولید همان واقعیتی است که همگان در آن غوطه ورند و اگر نیستند در آرزوی رسیدن به آن هستند ، آرزویی که لزوما به معنی رویا نیست ، به خصوص در این بحث آرزو شکلی کاملا اقتصادی و نتیجتا واقعی دارد .

اما هستند آهنگ هایی در این سبک که مضامین بالا را ندارند ، که به اصطلاح به مضامین اجتماعی توجه دارند  و دغدغه های فردی و اجتماعی عمیق را مد نظر می دهند ، این شاخه ی ِ رپ کمی با مزه تر است : رپ مفهومی ! رپی که قرار است جدی باشد و سعی کند دنیای اطراف را نقد و تحلیل کند.

این نوع رپ با توجه به شرایط اجتماعی سیاسی این روزهای ایران می تواند کارکرد داشته باشد . همچنین مانند همه هنر ها ، اثر های مختلف این نوع موسیقی را نیز می توان ارزش گذاری کرد . و چه بسا آثار قابل توجهی که در این میان خلق شده اند . البته دلایل پیدایش این نوع موسیقی در ایران به نظر من نیاز به بررسی های بسیار دقیقتر دارد .

اما توجه به یک نکته جالب است .   موسیقی مفهومی گاهی اوقات مثل شب آفتابی یا روز تاریک یک تناقض است و در  اینجا تفاوتی میان امینم و راجر واترز وجود ندارد ، بی دلیل نیست که مثلا واترز در مفهومی ترین کارهایش با تمهیداتی که می اندیشد تا جای ممکن از موسیقی فرار می کند و یک آلبوم ِ موسیقی را تبدیل به فیلمی می کند که باید با گوش دیده شود .

اما در مورد رپ ما با اتفاق خنده دار دیگر نیز مواجه هستیم چرا که رپ به خاطر ساختار موسیقیایی و تاریخی اش مجبور است با کلمات مخاطب را بمباران کند ، و صد البته نا گفته روشن است که برای نیل به مفهوم و معنا در هر چیز نیاز به حوصله ، تعمق و تفکر است و این همان چیزی است که برای  یک خواننده ی رپ کاملا بیگانه است و باعث می شود نه مفاهیم که کاریکاتوری از مفاهیم را با سرعتی که جای هیچ گونه تعمقی را باقی نمی گذارد انتقال دهد  : یکنفر شما را با اسلحه به رگبار ببندد و در عین حال از شما بخواهد در همان زمان که تیر می خورید نوع فشنگ را مشخص کنید  .

عده ای رپ را نماد تنهایی انسان امروز دانسته و ساختار ِ حراف ِ رپ را  نیز ناشی از همین امر می دانند ، نیاز به همصحبت و غیره . انسان مدرن حداقل به شکل نمادین به هیچ رو تنها نیست، در عصری که در هر خانه یک تلویزیون و کامپیوتر و اینترت هست اشتباه است اگر انسان امروز را تنها بدانیم ، امروزه شاید بتوان به لحاظ فیزیکی تنهایی را تجربه کرد اما تنهایی به عنوان یک ویژگی و توانایی ذهنی و فکر ی در معدود نوابغ دوران فعلی یافت می شود ، هر فرد در هر لحظه در حال مبارزه و تحلیل همان مفاهیم و دغدغه هایی است که جهان خارج برایش تدارک دیده است. با این حال شاید در هیچ عصری  به اندازه ی عصر حاضر انسان ها از تنهایی شکایت نداشته اند ، چرا ؟ انسان امروز تنها نیست بلکه به خود وانهاده است و در هیچ عصری این چنین به خودوانهادگی رواج نداشته است ، انسان امروز احساس تنهایی نمی کند بلکه تنها گاهی دلش برای خودش تنگ می شود . و تازه اگر هم انسان امروز را تنها فرض کنیم باز هم رپ نمی تواند سویه ی نمادین این تنهایی باشد ، چرا که در این موسیقی مخاطب تنها یک مصرف کننده ی صرف است که نمی تواند هیچ گونه کنش حسی و عقلی با اثر برقرار کند ، از این منظر موسیقی رپ بیشتر به سخنرانی های دیکتاتوران و حاکمان شبیه است تا یک گفتگو و درد دل دوستانه ،  اگر رپ بتواند نماد چیزی باشد آن چیز همان سرکوب و اختناقی است که دنیای امروز را فرا گرفته است.

روح جامعه جدید ایران را می توان در نوع موسیقی روزمره اش کشف نمود .به وجود آمدن سبک های جدید هر روزه و هر روزه ، شاید نشان از خلا ای بزرگ و مهم در زندگی جامعه ایرانیان دارد . اشتیاقی که برای حفاظت شدن و حمایت شدن در سراسر این موسیقی به چشم می خورد . باشد که بررسی های دقیق تر و بهتری در این بحث انجام گیرد .

منابع: …………………………………………………………………………………

 تک گویی فرجامین – گزیده مقالات مرحوم مسعود یزدی- ویرایش و گردآوری : امید مهرگان ، نشر گام نو، چاپ اول  1386.…………………………………………………………………

پرسه زنی و زندگی روزمره ی ایرانی ، عباس کاظمی ، انتشارات آشیان ، چاپ اول 1388………

 روانکاوی فرهنگ عامه ، بری ریچاردز ، ترجمه ی حسین پاینده ، نشر ثالث ، چاپ اول 1388…..

تفکر نوکانتی : حلقه مفقوده نظریه انتقادی ، اندرو آراتو ، ترجمه ی امید مهرگان ، نشر گام نو ، چاپ اول 1385………………………………………………………………………………

http://4689a.blogfa.com/……………………………………………………

* نویسنده: شیما وزوایی، کارشناس ارشد ارتباطات.

 

 

 

 

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

2 Responses to “جامعه شناسی موسیقی توده در ایران”

  1. صفا :

    سلام. فارغ التحصیل رشته مدیریت فرهنگی مقطع کارشناسی ارشد هستم. موضوع پایان نامه بنده بررسی تاثیر سیاستگذاری فرهنگی بر موسیقی محلی گیلان بود.
    و در رمینه موسیقی سنتی ایران بصورت عملی از شاگردان استاد کیانی و تئوریک دکتر مختاباد مشغول مطالعه و تحقیق هستم.

    خوشحال میشم بیشتر با شما اشنا بشم و تجربیات و مقالات شما را در این زمینه مورد مطالعه قرار بدم.
    با تشکر .
    مصطفی فیض ثابت09113356585
    وبلاگ بنده :
    http://www.feyze-sabet.blogfa.com

  2. ارس داوود نژاد :

    به به خانم وزوایی عزیز. مشتاق دیدار شما و بیشتر مشتاق قلم تان بودیم! فکر می کردم دیگر نمی نویسید که اتفاقی اینجا را پیدا کردم.
    شنیدم کتاب اشعارتان قرار است منتشر شود. به سلامتی و مبارکی. امیدوارم هرجا که هستید موفق باشید و روزی دوباره شما را در وطن ببینیم.

نظر شما

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>