RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2014 ژانویه 22 - 7:33 ب.ظ بازدید: 12,584 کد:7731
 
چالش های روابط ایران و مالزی از نگاه اندیشمند آلمانی

مالزی-اختصاصی پایک نیوز: یک اندیشمند آلمانی در مقاله ای با عنوان “شیعیان ایرانی پراکنده در مالزی” به بررسی دو چالش عمده در روابط ایران و مالزی و تاثیر آن بر ایرانیان مقیم این کشور پرداخته است.

به گزارش پایک نیوز، کریستف مارسینکوسکی (Christoph Marcinkowski)، که قبل از این محقق مرکز مطالعات پیشرفته اسلامی مالزی بوده، مقاله خود در ارتباط با چالش روابط بین ایران و مالزی را در وبسایت موسسه خاورمیانه به چاپ رسانده است.

این محقق آلمانی همچنین سابقه چندین سال حضور در ایران را داشته و بیشتر مطالعات وی بر جوامع شیعی و ایرانی-فارسی، از جمله جوامع خلیج فارس، اقیانوس هند و جنوب شرق اسیا متمرکز بوده و به عنوان یک پیشگام در این حوزه ها، 12 کتاب در زمینه تاریخ و پیشینه وجود این جوامع منتشر ساخته است.

گریستف مارسینکوسکی به مدت بیش از 15 سال در دانشگاه ها و تینک تانک های مالزی و سنگاپور تدریس و مشغول انجام تحقیق بوده است. وی به عنوان یک محقق آزاد، همچنین استاد خارجی موسسه فایننس و بانکداری بحرین می باشد. متن زیر حاصل ترجمه کامل مقاله وی می باشد:

مالزی، کشوری با اکثریت مسلمان اما یک کشور چند مذهبی در جنوب شرق آسیا، یک کشور پیشرو در سازمان کنفرانس اسلامی، و یکی از ببرهای اقتصادی آسیا، محل زندگی و سرزمین دهها هزار شهروند ایرانی و نیز مالزیایی های (قبلا سنی) گرویده به شیعه می باشد. براساس یک ارزیابی محافظه کارانه، تنها در شهر کوالالامپور در حدود 100 هزار شهروند ایرانی از جمله دانشجویان دانشگاه، اساتید دانشگاه، و مردان تاجر و بزینسمن زندگی می کنند که خیلی از آنها هوادار و طرفدار موقعیت ها و گرایش های سیاسی مختلفی هستند.

مالزی همچنین یک اقلیت نسبتا زیادی چینی و یک اقلیت هندو تبار غیر مسلمان نیز دارد. براساس آمار جهانی، توزیع جمعیتی مالزی براساس اقوام و نژادها به شرح ذیل می باشد: 50.4 درصد مالایی، 23.7 درصد چینی تبار، اقوام بومی 11 درصد، هندوتبار 7.1 درصد و سایر موارد 7.8 درصد. در بخش اول قانون اساسی فدرال مالزی آمده است که اسلام دین رسمی این فدراسیون می باشد، اما سایر ادیان و پیروان آنها نیز می توانند در صلح و هارمونی در هر قسمت از این کشور به ایین و دین خود عمل کنند.

در سال های اخیر، دهها هزار ایرانی به مالزی مهاجرت کرده اند. ایرانیان در اینجا (مالزی)، برخلاف کشورهای غربی که از پس از 11 سپتامبر مهاجرت به آنجا برای کشورهای مسلمان دشوار شده و پروسه اخذ ویزا بسیار طولانی و سخت می باشد، تقریبا با استقبال مواجه شده اند. هجوم ایرانیان به مالزی همچنین انعکاس دهنده توسعه همکاری های جنوب-جنوب در حوزه های آموش عالی و نیز دیگر دوره های آموزش فنی-حرفه ای است. به علاوه، مالزی تفسیر نسبتا لیبرالی (اسان انگارانه) از تحریم های بین المللی علیه ایران داشته و در واقع، روابط دوجانبه بین مالزی و ایران به طور معقولی دوستانه و سازنده است.

با اینحال باید توجه داشت که سیاست ها و رفتار مالزی نسبت به مهاجران ایرانی نه بدون قید شرط است و نه بدون بحث و جنجال. به عنوان مثال، برای هر خارجی متولد شده در این کشور، از جمله ایرانیان، بسیار سخت است که بتواند شهروندی مالزی را بدست آورد. پناهندگی نیز در این کشور تنها برای اقلیت های قومی مالایی و یا اقلیت های مسلمان از کشورهای غیر مسلمان و یا حوزه های درگیر در جنگ همچون بوسنی سابق امکان پذیر و تضمین شده است.

“ازادی مذهب” و “تغییر دین” دو موضوع حساس (جنجالی) در روابط دو کشور {ایران و مالزی}است. یکی از منابع جدی اختلاف {بین مالزی و ایران}رشد فزاینده تعداد مالایی هایی است که به شیعه گرویده اند، و به نظر می رسد حتی اگرهم شده تهران به صورت غیر مستقیم از آن حمایت می کند، اما به خوبی در مالزی مورد توجه  قرار نگرفته است. موضوع حساس دوم، ازار و اذیت شیعیان است که شامل ممنوعیت فعالیت شیعه و حرام دانستن آن براساس فتوای مشهور شورای فتوای مالزی در سال 1996 و دنبال آن هجوم نیروهای امنیتی مالزی به مساجد و عبادتگاه های زیر زمینی شیعیان می شود.

دانستن این واقعیت بسیار حائز اهمیت است که تنها اندکی بیش از نصف جمعیت کل مالزی از لحاظ قومی مالایی بوده، و آنها که عمدتا مسلمانان هستند (دستکم از زمان استقلال در سال 1957) یکی از نگرانی ها و دغدغه های اصلی رهبری سیاسی مالزی بوده است. در این شرایط، همین واقعیت همیشه اصلی ترین فاکتور تعیین کننده در سیاست داخلی مالزی بوده است. شاید شعار مالایی ها مبنی بر “مذهب، نژاد و کشور” را بتوان بنیان اصلی اتحاد آنها در برابر اقلیت های چینی تبار و هندوتبار دانست که با هدف پیشگیری و اجتناب از ایجاد هرگونه اختلاف، تفرقه و جدایی در بین مالایی ها {ی مسلمان} رواج یافته است. {لذا} وضعیت غم انگیز روابط بین ادیان در مالزی، بویژه وقتی سرنوشت جامعه کوچک شیعه این کشور مورد توجه قرار گیرد، به جا و صحیح می باشد.

در دهه های 1980 و 1990، تعداد زیادی از اتباع مالزی و اندونزی، که عمده آنها قبلا سنی بودند، در مراکز و حوزه های شیعی در قم، در ایران، درس می خواندند. با این وجود بیشتر مسلمان شیعه در مالزی که من با آنها مصاحبه کرده ام، خودشان را شهروندان متعهد می دانستند و بسیاری از آنها هیچگونه اعتراضی و یا سئوالی نسبت به نهادهای مهم سیاسی و اجتماعی جامعه {مالزی} همچون نظام پادشاهی و نیز حاکمیت بومی پوترا (به رسمیت شناختن مالایی ها به عنوان نژاد برتر و حاکم)، و یا ارجحیت هایی که قانون در مالزی در تمامی ابعاد زندگی برای مالایی ها در مقابل سایر نژادها به ویژه چینی تبارها و هندوتبارهای قائل شده، نداشتند. (هرچند اذعان می دارم که این مصاحبه ها و روابط شخصی که من با آنها داشته ام را نمی توان به همه آنها تعمیم داد).

اگرچه بسیاری از شیعیان مالزی به ظاهر هم که شده به نظر می رسد نسبت به رقبای سنی خود احساس بدی نداشته باشند، اما ممکن است در روابط روزانه خود با آنها مجبور به “تقیه” شوند، بدین معنی که ایمان خود را از ترس ازار و اذیت شدن پنهان نگه می دارند. آنها همچنین به هنگام انتقاد بخش هایی از جامعه مالزی در مورد نگرش ها و  اموزه های مخالف اسلام همچون استانداردهای دوگانه، گرایش های لیبرالی، اهمال کاری و …..، استدلال می کنند که مالزی از مذهب سنی ارتدوکسی حمایت می کند که باعث ترویج سبک فاسد زندگی غربی می شود.

در گذشته چندین عمل و فعالیت عبادی شیعی منجر به سوء تفاهم بین حاکمیت سنی مالزی و نیز جامعه شیعه بومی این کشور شده است. به عنوان مثال، سوء استفاده از “صیغه” یا ازدواج موقت، عمدتا توسط افرادی که در واقع سنی بوده اند، باعث ایجاد تهمت هایی علیه کل جامعه شیعه بومی شده است. همچنین، در نیمه دوم دهه 1990 یکدفعه شاهد یک کمپین گسترده با حمایت دولت علیه آنچه که به مردم “آموزه های انحرافی” نامیده شد و در بین آنها شیعه 12 امامی نیز وجود داشت، بودیم. این کمپین که همچنین در بسیاری از روزنامه های مالایی زبان و نیز برخی از ویژه نامه ها آن زمان انعکاس یافت، منجر به چندین بازداشت تحت عنوان قانون امینیت داخلی (ISA) شد که باعث ایجاد نگرانی های جدی در بین ناظران بین المللی شد. این کمپین چنین به نظر می رسید که به جای نگرانی های دینی، تنها سیاست ها و مسائل داخلی محض همچون ایده “حفظ اتحاد مالایی ها” در پس آن قرار داشته است.

در نوامبر سال 2005، دپارتمان دولتی آمریکا در گزارش “آزادی بین المللی مذاهب” ابراز تاسف کرد که:

“دولت مالزی با آنچه که  تفاسیر”انحرافی” از اسلام نامیده شده، مخالفت کرده، و تاکید کرده که دیدگاه های افراطگرایانه گروه های انحرافی امنیت ملی را به خطر می اندازد. براساس وبسایت دپارتمان توسعه اسلامی مالزی، 56 گروه با آموزه های انحرافی شناسایی و برای مسلمانان ممنوع اعلام شده است که در بین آنها شیعه  نیز قرار دارد. دولت می تواند اعضای گروه های مذهبی که از آموزه های سنی رسمی پیروی نمی کنند را براساس قانون امنیت داخلی(ISA)  بدون تفهیم اتهام و محاکمه بازداشت کند. دولت همچنین به کنترل و مانیتور فعالیت های اقلیت شیعه ادامه می دهد”.

شیعیان مالزی، برخلاف برادران اهل سنت که در مساجد دولتی تجمع و برنامه اجرا می کنند، در حسینیه های مستقل تجمع و برنامه اجرا می کنند. حسینه ها برای شیعیان تنها کارکرد مسجد را ندارد، بلکه همچنین سالن اجتماعات برای برگزاری مراسم های مختلف به مناسبت های شیعی از جمله عاشورا، روز عزاداری برای شهادت امام حسین (ع)، نیز می باشد. بسته به شرایط سیاسی، آنها اغلب برنامه های خود را مخفیانه برگزار می کنند. من خودم در فاصله دهه های 1990 و 2000 چندین حسینیه در کوالامپور و ایالت سلانگور مشاهده کردم. بیشتر آنها یا در واحدهای آپارتمانی و یا واحدهای اجاره های واقع شده بوند. همه آنها از ترس آزار و اذیت نیروهای دولتی به صورت محرمانه و موقت فعال بودند. اگرچه به نظر می رسد شرایط در سنگاپور، تایلند و اندونزی برای شیعیان در مقایسه با مالزی بهتر بوده و شرایط بهتری دارند، حسینیه ها در این کشورها نیز علاوه بر کارکرد مساجد همچنین برای دیگر فعالیت های اجتماعی نیز به کار می رود.

آینده شیعه در مالزی مشخص نیست. براساس اطلاعات بدست آمده از چندین مصاحبه شخصی من، تعداد قابل توجهی از شیعیان مالزی فارغ التحصیل دانشگاه هستند و در مباحث گفتمانی روشنفکرانه با جدیت و علاقه ظاهر می شوند، این یک استعداد و پتانسیل است که می تواند و باید به هنگام دیالوگ و مصالحه مورد استفاده قرار گیرد.

نتیجه گیری

شرایط و سیاست کلی در مالزی در ارتباط با شیعه و شیعه گرایی تاثیر زیادی بر جامعه ایرانی مقیم این کشور دارد. درحالیکه از بسیاری جهات جامعه پراکنده ایرانی مالزی را یک کشور جذاب و محیطی دلنشین برای ادامه تحصیل، مسافرت، تولید و مشارکت در فعالیت های تجاری و اقتصادی یافته است، اعضای این جامعه {یعنی ایرانیان}، با اینحال، به خاطر شیعه بودنشان، اغلب مورد ظن جامعه غالبا سنی مذهب مالایی قرار خواهند داشت، حتی اگر آنها {ایرانیان مقیم} شیفته سیستم سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز نباشند!. در این خصوص، این جامعه ایرانی پراکنده، بسیار شبیه اقلیت شیعه و یا دیگر اقلیت های دینی و قومی مالزی، نیز بخشی از جامعه مالزی است که همچنان درحال دست و پنجه نرم کردن با این مساله است که چگونه به طور کامل این تنوع و تکثر را پذیرفته و از آن بهره ببرد.

*ترجمه عباس قنبری

در این زمینه بیشتر بخوانید: مالزی به زودی برای ایران فرش قرمز پهن خواهد کرد!،  چشم انداز بحران شیعه در مالزی، آقای ظریف؛ دیپلماسی ایران تورتیکولیس نگیرد!،  آسیب شناسی حضور ایرانیان در مالزی-بخش اول،  آسیب شناسی حضور ایرانیان در مالزی: بخش دوم،  ضرورت تدوین دیپلماسی دانشجویی فعال درمالزی.

 

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

نظر شما

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>