RSS Feed tweeter facebook

تاریخ :2014 می 12 - 2:26 ب.ظ بازدید: 45,785 کد:8186
 
مالزی پس از پرواز ام.اچ 370: در مسیر بازگشت


مالزی: قرن 21 برای کشور مالزی آغاز خوبی به همراه داشت. آغازی که از آن با عنوان “مالزی مدرن” یاد می شد و با عبور موفقیت آمیز این کشور از بحران مالی سال 1997 و نیز کناره گیری داوطلبانه ماهاتیر محمد از قدرت پس از  23 سال نمود جهانی یافت. مالزی برخلاف تلقی تاریخی از فرایند توسعه، دوره توسعه صنعتی  را تمام نکرده، همسو با کشورهای جهان اول وارد عصر اطلاعات و آی.تی و اقتصاد مبتنی دانش شد. رشد تولید ناخالص ملی از قِبَل توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و صنعت نرم افزار باعث پیش افتادگی تکنووژیکی سریع این کشور شد.

اما این پیش افتادگی تکنولوژیکی هرچند باعث خیره شدن چشم جهانیان گردید، به قیمت گزاف و بهای سنگینی بویژه در بعد داخلی بهمراه بود. توسعه فقر و شکاف طبقاتی، افزایش فساد اداری و مالی، عدم شکل گیری چارچوب ها و استوانه های ملت واحد، سرکوب سیاسی، فروپاشی اخلاقی، افزایش بزهکاری و ناهنجاری های اجتماعی، عدم شکل گیری نهادهای مدنی و مطبوعات آزاد و مستقل، تبعیض نژادی، رشد قومیت گرایی و تشدید اختلافات قومی و مذهبی و در مجموع آنچه که می توان “پس افتادگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی” دانست، نمودهایی از پیامدهای توسعه تک بعدی این کشور استوایی در جنوب شرق آسیا بود که البته از دید تحلیلگران نیز پنهان نبود. به دو نمونه ذیل دقت کنید:

الف: در همایش مدیران برجسته مالزی در سال 2013 (CEO Forum 2013) یک استاد هندی تبار مالزیایی از میان جمع برخاست و با خطاب قرار دادن ماهاتیر محمد سخنان قاطعی بدین مضمون بر زبان راند: آقای ماهاتیر! تبلیغ دیگر بس است. شعار دیگر بس است! باید بپذیریم که کشور از ابتدا بر مبانی نظری، مفهومی و فسلفی اشتباهی بنا شده است. فساد، تبعیض، دروغ و فریب در جامعه بیداد می کند. با شعار، تغییر نام ها و شعارها، تعویض چهره ها و کمپین های روابط عمومی نه توسعه حاصل می شود، نه اسلام هزاری رواج می یابد، و نه مالزی متحد (ساتو مالیزیا) ایجاد خواهد شد. درخت نیلوفر مالزی قد کشیده اما تنومند نیست! قبل از این که دیر شود و مردم شماها را تنها در کتاب های تاریخ بیابند، فکری اساسی برای کشور بکنید”.

ب: دکتر محمد عذری زین العابدین، تحلیلگر مسائل مالزی در دسامبر سال 2013 در مقاله ای در وبسایت خبری “مالیزیاکینی” با عنوان “نشانه های پایان مالزی” لیستی از شواهد انکار ناپذیر به پایان رسیدن عصر مالزی مدرن ارائه کرد که در بین آن افزایش کمشکش ها بین گروه های سیاسی، اختلافات قومی و نژادی، فرقه گرایی دینی، افزایش فساد و رشوه در بین مقامات این کشور، افراط گرایی، نفوذ وهابیت و جریانات سلفی گری به چشم می خورد.

واقعیت این است که در پس ویترین زیبای مالزی مدرن که مدتها به صورت مداوم از رسانه ها و شبکه های خبری و اطلاع رسانی تبلیغ می شد، افزایش تعارض های اجتماعی و فرهنگی، تشدید سرخوردگی ها در دو سطح ملی و قومی-نژادی، فرسایشی شدن عوامل نارضاتی و فاکتورهای فروکاهنده دولت-ملت تازه شکل گرفته این کشور آشکارا مشهود بود و بسیاری از تحلیلگران اجتماعی حتی فَوَران قریب الوقوع انتظارات خفته و سرکوب شده در این کشور را پیش بینی می کردند، فَوَرانی که تنها نیازمند یک حادثه و یا اتفاق بود تا همه آنچه که به اصطلاح در زیر خاکستر بود، نمایان شود.

مفقود شدن هواپیمای بوئینگ 777 شرکت هواپیمایی ملی مالزی (مالیزیا ایرلاین) با 239 مسافر موسوم به پرواز ام.اچ 370، صرف نظر از گمانه زنی های زیادی که در مورد دلایل آن وجود دارد، از بسیاری از جهات مصداق همان حادثه است چرا که با وقوع آن و به تبع آن جلب توجه جهانی به این کشور “حُباب مالزی مدرن” ترکید و بسیاری از واقعیت های تلخ این کشور در قالب یک “رسوایی بزرگ” آشکار و تا حد بسیار زیادی جهانی شد. برخی از ابعاد این رسوایی به شرح ذیل است:

  اسطوره وجهه و جایگاه منطقه ای و بین المللی

حادثه ناگوار مفقود شدن پرواز ام.اچ 370 به نوعی وجهه، اعتبار و جایگاه واقعی این کشور هم در عرصه منطقه ای و هم بین الملل را نشان داد.

با وجود آنکه مالزی از سالها پیش بدون فهم معادلات پیچیده جهانی همراهی و همسویی بی ملاحظه ای با جامعه بین الملل و نیز کشورهای قدرتمند از خود نشان داده و تلاش داشت تا خود را یک عضو موثر، محترم، سربزیر و همراه در عرصه بین الملل نشان دهد، در حادثه مفقود شدن پرواز ام.اچ 370 هیچ از کشورهایی مهم منطقه و جهان حاضر به همکاری اطلاعاتی وسیع با مالزی نشده و تنها به اعزام چند کشتی و یا هواپیما برای جستجو در دریا اکتفاء نمودند.

باوجود آنکه در زمان بحران، اطلاعات حرف اول را در زمینه مدیریت آن می زند، تصور اینکه حتی کشورهای همسایه ای همچون تایلند، فیلپین، ویتنام و … نیز حاضر به ارائه اطلاعات راداری و نظامی خود در زمینه مسیر حرکت پرواز ام.اچ 370 به مالزی نشده بودند، بسیار سخت و دشوار است.

مالزی که همچنین ادعای سردمداری آن در زمینه اسلام میانه رو و جایگاه والایش در بین کشورهای عربی خاورمیانه زبانزد خاص و عام بود، در حادثه پرواز ام.اچ 370 حتی یک پیام ابراز همدری و یا پیشنهاد کمک از سوی کشورهای عربی – اسلامی (به جزء ایران!) نیز دریافت نکرد.

هرچند عدم همکاری اطلاعاتی آمریکا، روسیه و چین با مالزی به خاطر رقابت ژئوپولیتیکشان در شرق آسیا و بازی با این کشور برسر سرنوشت این هواپیما در جای خود قابل درک است.

فقدان توسعه  سیاسی

فقدان توسعه یافتگی سیاسی، سستی بنیان های مدنی و و عدم رشد کیفی نهادهای سیاسی این کشور از جمله دیگر موضوعاتی بود که در پی بحران ناپدید شدن هواپیمای ام.اچ 370 جهانی شد.

در حالی که وقوع بحران هایی در حد ناپدید شدن یک هواپیما با 239 مسافر در تمامی کشورهای جهان تبدیل به سمبل وحدت و یکپارچگی و اتحاد ملی آنها می شود، در مالزی احزاب سیاسی، بویژه احزاب دولتی چنین بحرانی در سطح جهانی را تا حد رقابت های انتخاباتی برسر تنها یک کرسی پارلمانی این کشور (انتخابات میاندوره ای) تقلیل داده و نشان دادند تا چقدر حاضرند منافع ملی و حیثیت بین المللی کشورشان را قربانی منافع کوتاه مدت حزبی و شخصی نمایند.

متهم نمودن زهاری احمد شاه، خلبان باسابقه هواپیما به هواپیماربایی به دلیل وابستگی اش به انور ابراهیم، رهبر اپوزیسیون مالزی، موضوع شوک آور رسانه های عمدتا دولتی به مدت چندین روز بود که باعث حیرت جامعه جهانی نیز شد.

از هم پاشیدگی اجتماعی

تصور اینکه برای بیش از 50 سال همواره در حدود 50 درصد جامعه مالزی هریک به نوعی از انواع تبعیض ها و فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و…. رنج و ضجه کشیده اند  ( حدود 35 درصد چینی تباران و 10 درصد هندو تباران از انواع و اقسام تبعیض های اقتصادی و اجتماعی، حدود 10 درصد مسیحیان و شیعیان از انواع و اقسام فشارهای و تبعیض های دینی و مذهبی، بیش از 40 درصد جامعه به خاطر تعلقشان به اپوزیسیون از انواع فشار و سرکوب سیاسی ضجه کشیده اند)  برای به تصویر کشیدن گستردگی از هم پاشیدگی و شدت پراکندگی جامعه این کشور با انباشتی از انتظارات، سرخوردگی ها و توقعات همسو و نا همسو کافی است.

حادثه مفقود شدن پرواز ام.اچ. 370 در واقع از لحاظ تبعاتی که می توانست داشته باشد، دست کمی از خودسوزی جوان نوزده ساله تونسی و یا انچه که درمیدان التحریر قاهره اتفاق افتاد ندارد، اما برای جامعه به شدت پراکنده مالزی کارکرد مشابهی دست کم در کوتاه مدت نداشت، هرچند باعث بیداری وجدان سرکوب شده گروه ها، اقوام و دستجات مختلف اجتماعی این کشور شد. نگاهی به جریانات اجتماعی و فرهنگی و پیام هایی که در آن زمان در فضای رسانه های اجتماعی رد و بدل می شد، نشان می داد که چطور گروه های مختلف از این فرصت برای بروز انتظارات فروخفته چندین ساله خود استفاده می کردند.

افول اخلاقی

کسانی که در مالزی زندگی کرده و یا تجربه حضور در این کشور را دارند، قطعا از عمق فجایع اخلاقی و بی بندوباری هایی که حتی در سطوح رسمی و غیر رسمی و نیز در فضای عمومی و خصوصی بوقوع می پیوندد، اطلاع دارند.

افشاگری دختر سفید پوست اهل آفریقای جنوبی در مورد خاطراتش از حضور در کابین خلبان و کمک خلبان هواپیمای ام.اچ 370 و سوء استفاده آنها از وی که جامعه جهانی را شوکه کرد، تنها نمایی از آنچه در این کشور بوقوع می پیوندد، بود.

بالاترین مقام اجرایی این کشور از مدت ها پیش درگیر پرونده فساد اخلاقی در ارتباط با آلتانتویا شاریبو  (Altantuya Shaariibuu) هنرپیشه زن مغول است، هنر پیشه ای که در نهایت به طور مشکوکی در سنگاپور به قتل رسید و جسد وی در جنگل های مالزی کشف شد. با وجود گذشت چندین سال از زمان این پرونده و در دست بودن شواهد کافی و  متقن در مورد عاملان ان جنایت، هیچ رسیدگی جدی ای تاکنون صورت نگرفته و تنها وکلای پیگیر راز آن جنایت زندانی و متواری شده و یا همچون پای بالاسابرامانیان بر اثر حمله قلبی ناگهانی درگذشتند!.

نظام اشرافی و پادشاهی قرون وسطایی مالزی از این کشور یک جامعه سلسله مراتبی ساختگی ساخته که در آن داتوها، داتو سری ها و تان سری های سرمست از قدرت و ثروت هرکدام دخترکانی زیبارو ی زیادی از خاورمیانه، اسیای میانه، شرق آسیا و … در حرمسراهای خود داشته و گاه به گاه ردوبدل می کنند.

به اینها باید هرج و مرج اخلاقی که آشکارا در مدرن ترین خیابان کوالالامپور و در کلاپ های شبانه به وقوع می پیوندد، آمارهای تکان دهنده از میزان طلاق، خیانت در بین زنان و مردان این کشور، گزارش های تکان دهنده از میزان تجاوز به عنف و دیگر موارد در رسانه های این کشور نیز افزود.

بی کفایتی در مدیریت بین الملل

مالزی تا قبل از بحران ناپدید شدن پرواز ام.اچ 370 تقریبا هیچگونه تجربه ای در مدیریت یک بحران منطقه ای و یا بین المللی در این سطح نداشت. همه اندوخته این کشور محدود به همراهی خنثی و تقریبا کورکورانه با کشورهای بزرگ و تاثیر گذار و دیگر مجامع بین المللی در مدیریت بحرانی هایی از این دست بود. همسویی با قدرت ها بزرگ در قطعنامه های شورای امنیت، مشارکت در اعزام نیروهای به اصطلاح صلحبان سازمان ملل به مناطق بحرانی در سراسر جهان همچون سودان، لبنان، سوریه، فیلپین و …، همه اقداماتی بود که با بهانه کسب تجربه بین المللی و “مشارکت موثر مالزی در جامعه بین المللی” انجام می شد.

اما بحران ناپدید نشدن هواپیمای ام.اچ 370 نشان داد که این کشور تقریبا در عرصه مدیریت بین المللی نه تنها حرفی برای گفتن ندارد، بلکه حتی توانایی هماهنگی در سطح منطقه ای (حتی در حد کسب اطلاعات مربوط به پیشینه سرنشینان هواپیما) را نیز ندارد چه رسد به مدیریت تیم های تحقیق بین المللی از بیش از 28 کشور جهان. انتقادات به نحوه مدیریت بحران از همان آغاز ناپدید شدن هواپیما که با تاخیر نیز اعلام شد!! آغاز و در نهایت با تقاضای جدی کشورهای درگیر در این قضیه همچون چین، تایلند، ویتنام، و … برای انتقال مدیریت این بحران به یک کشور ثالث شد.

 قاچاق انسان

وزارت امور خارجه آمریکا چندین سال است که در گزارش سالیانه حقوق بشر خود کشور مالزی را در لیست سیاه قاچاق انسان، بویژه زنان و دختران قرار می دهد. واقعیت آن است که همه ساله هزاران زن و دختر بی گناه از کشورهای تایلند، چین، فیلپین، اندونزی، ویتنام، لائوس و … برای بردگی جنسی برای گردشگران و توریست های خارجی به مالزی قاچاق می شوند و دولت این کشور با چشم فروبستن بر چنین فاجعه بزرگ انسانی هر بار با صدور بیانیه ای ضمن انکار آن، وعده انجام اقدامات فوری داده و در همه موارد نیز گزارشگران بین المللی را به اعمال استانداردهای دوگانه متهم می نمود.

مالزی همچنین در سالهای اخیر به عنوان مرکزی برای پناهندگی هزاران مهاجر کارگر و …. از کشورهای هند، بنگلادش، ویتنام، چین و …. به استرالیا و حتی کشورهای اروپایی تبدیل شده بود که بنا بر گزارش سازمان ملل با وجود حضور هزاران نوع از این دسته از پناهجویان در کشور مالزی، انها از هیچگونه حق و حقوقی در مالزی برخورد نبوده و نیستند.

حضور دو تبعه ایرانی با پاسپورت جعلی در پرواز ام.اچ 370 نشان داد که این کشور به رغم همه ادعاهایش در مورد مبارزه با قاچاق انسان و نیز مدرن بودن سیستم های کنترلی در مبادی ورودی و خروجی این کشور هیچ گونه نظارتی بران ندارد.

فرقه گرایی دینی

مالزی با وجود ادعای تساهل و تسامح بین پیروان ادیان مختلف و حتی تلاشی که در سالهای اخیر برای ارائه چهره ای میانه رو از اسلام داشته، به شدت از فرقه گرایی آنهم از نوع افراطی آن رنج می برد. تصور اینکه این کشوری در قرن بیست و یکم هنوز نتوانسته مساله نه چندان بزرگی همچون استفاده مسیحیان از واژه “الله” را حل کند به طوریکه این مساله منجر به تشکیل پرونده های قضایی چندین ساله، تخریب چندین کلیسا، و بروز درگیری های خونین بین مسیحیان و مسلمان این کشور شده، به تنهایی می تواند عمق فاجعه فرقه گرایی و اختلافات دینی در این کشور باشد.

فراتر از آن، ممنوعیت شیعه و اعلام حرام بودن آن به صورت رسمی از طریق مراجع حکومتی و دینی این کشور نمونه دیگری از ظلمت دینی و مذهبی در این کشور به اصطلاح میانه رو است. عمق فاجعه هنوز زمانی ملموس تر می شود که بدانیم در این کشور طرحی هایی برای تشکیل پلیس ضد شیعه، دادگاه ویژه رسیدگی به امور شیعیان، محدود کردن اسلام به اهل تسنن و جماعت در قانون اساسی، نامشروع دانستن فرزندان حاصل از ازدواج شیعه و سنی و … در دست اقدام است.

نفوذ وهابیت

از مدت ها پیش کارشناسان و تحلیگران سیاسی نسبت به نفوذ وهابیت و جریان های تندرو مذهبی در ساختار سیاسی و مذهبی این کشور هشدار می دادند. از گذشته های دور سفرهای مکرر تندرو ترین روحانیان وهابی عربستان سعودی به مالزی و دیدار آنها با مقامات عالیرتبه سیاسی و مذهبی این کشور جهت ایجاد هماهنگی های لازم برای انجام اقدامات افراطی دینی در سرتاسر مالزی از دید ناظران دور نبود.

تقریبا از اوایل سال 2011 بود که پای تندروترین شیوخ وهابی عربستان برای نفوذ در دستگاهی دینی به مالزی باز شد و در همان سال این کشور و شخص جمیل خیری بهاروم، وزیر دامور دیانت، چندین بار میزبان شیخ عبدالرحمن بن عبدالعزیز السدیس، امام جماعت وهابی مکه که به ضد شیعی بودن شهرت جهانی دارد، بود. در واقع به دنبال رفت و آمدهای همین شیوخ وهابی و دیدارهای خصوص شان با رهبران دینی و مذهبی مالزی بود که عربستان توانست در ژوئیه سال 2012 در یک موفقیت تاریخی و بی نظیر موافقت مقامات مالزیایی را برای امامات مبلغان و روحانیون عربستانی در مساجد مالزی جلب نماید به طوری که امروزه روحانیون وهابی عربستان در هر زمان که بخواهند، می توانند امامت مساجد مالزی، یعنی مهمترین سنگر تبلیغی و مذهبی این کشور را بدست گیرند.

در بعد سیاسی نیز، نفوذ وهابیون در ساختار قدرت مالزی به طور خزنده ای از شاخه جوانان حزب آمنو، قدرتمندترین حزب حاکم، آغاز شد و تاجایی پیش رفت که برای اولین بار تاریخ مالزی، شیخ خالد علی الغامدی، دیگر روحانی وهابی عرباستان، در نشست عمومی حزب آمنو به رهبری نجیب تون رزاق، نخست وزیر، شرکت و توصیه های مهمی به وی و دیگر رهبران این کشور کرد. نتیجه این نشست نیز اعلام شیعه به عنوان مهمترین خطر امنیت ملی مالزی و تلاش برای محدود سازی دین اسلام به اهل جماعت و سنت در قانون اساسی این کشور طی ماههای گذشته بود.

با توجه به این روند، و نفوذ روزافزونی و خزنده ای که از وهابیون در مالزی دیده می شود، نه تنها آینده اقلیت های مذهبی همچون تشیع و مسیحیت تیره و تار می نماید، که حتی ظن ظهور گروه های تروریستی و افراطی وابسته به وهابیون نیز در این کشور بسیار جدی است.

ضعف ارتباطات جهانی

به تبع نداشتن تجربه در مدیریت بین المللی، ضعف ارتباطات جهانی (مواجهه با رسانه های بین المللی و جهانی) نیز از جمله دیگر زوایای پنهان و فاجعه بار مالزی بود که به دنبال حادثه پرواز ام.اچ. 270 جهانی شد. رهبران مالزیایی چندان تجربه ای از مواجه شدن با رسانه های آزاد و قدرتمند بین المللی نداشتند. همه آنچه آنها در چتنه داشتند، تعداد معدودی رسانه و مطبوعات محتوم و تعدادی خبرنگار و گزارشگر بیانیه نویس داخلی بود که به سرکوب، تهدید، فشار و قوانین قرون وسطایی نظام مطبوعتی و اطلاعاتی کشورشان عادت و به خوبی اشنا بودند.

این مساله باعث شد تا از یک سو ابتکار عمل در زمینه اطلاع رسانی در مورد پرواز ام.اچ. 370 به طور کامل از رسانه ها و مطبوعات این کشور خارج شود. از همان آغاز بروز حادثه، این رسانه های بین المللی همچون سی.ان.ان، بی.بی.سی، دیلی میرر و رسانه های کشورهای استرالیا، سنگاپور و چین بود که اخبار و اطلاعات دست اول در زمینه این حادثه را منتشر می ساخته و رسانه های مالزیایی تنها به انتشار بیانیه های دولتی و یا بازنشر رسانه های بین المللی می پرداختند.

از سوی دیگر، رهبران مالزیایی نیز در سرتاسر این بحران با همان سبک و سیاق برخورد با روزنامه نگاران و گزارشگران داخلی به ارتباط با گزارشگران بین المللی را پیش گرفتند که در راس آن تهدید خبرنگاران، روخوانی بیانیه های خشک دولتی در کنفرانس های خبری، کتمان اطلاعات و اخبار، تناقض گویی خبری، سعی در فریبکاری و …  بود. برخورد زننده هشام الدین حسین، سرپرست وزارت راه مالزی با خبرنگار ای.بی.سی نیوز که محکومیت رسانه های جهانی را به دنبال داشت، مخفی کاری اطلاعاتی و ارائه اطلاعات متناقض که با اعتراض شدید رسانه های جهانی مواجه شد، تکرار حرفها و جملات کلیشه ای در مصاحبه با خبرنگاران بین المللی همه و همه باعث استهزاء افکار عمومی جهان در مورد این کشور شد.

آنچه که در بالا بدان اشاره شد، تنها بخشی از زوایای پنهان بحران ناشی از مفقود شدن پرواز ام.اچ 370 بود. نباید شک داشت که مفقود شدن پرواز ام.اچ. 370 و پیامدها داخلی، منطقه ای و بین المللی آن عصر تازه ای برای مالزی رقم خواهد زد. عصری که در آن دولت این کشور باید بسیار متفاوت از گذشته پاسخگوی تمامی تعارضات فرهنگی و اجتماعی، تبعیض های قومی، نژادی، دینی، سرکوب ها سیاسی، و تمامی ظاهرسازی های گذشته بوده و به فکر اصلاح سریع آن باشد و چه بسا که در این راستا هزینه سنگینی نیز پرداخت کند.

در غیر این صورت همانطور که “پرواز ام.چ. 370 در مسیر بازگشت به سمت اقیانوس هند در جایی نامعلوم تمام شد”، کشور مالزی نیز تنها یک دهه پس از ظهور، در مسیر بازگشت قرار گرفته و در جایی نامعلوم تمام خواهد شد!

* نویسنده: عباس قنبری

در این زمینه بیشتر بخوانید: دانشگاه ها و مساله کارآفرینی؛ نگاهی به تجربه مالزی،  خاطرات ظریف آقای ظریف از مالزی،  ضرورت تدوین دیپلماسی دانشجویی فعال درمالزیآقای ظریف؛ دیپلماسی ایران تورتیکولیس نگیرد!،  چشم انداز بحران شیعه در مالزی،  آسیب شناسی حضور ایرانیان در مالزی-بخش اول،  آسیب شناسی حضور ایرانیان در مالزی: بخش دوم،  از سفیر جدید ایران در مالزی چه انتظاراتی دارید!، فرش قرمز مالزی برای بهبود رابطه با ایران، چالش های روابط ایران و مالزی از نگاه اندیشمند آلمانی، سخنی با رئیس جمهوری: علوم انسانی را به اهلش بسپارید، نگاهی به انتخابات مالزی: بهار یا خزان در انتظار شبه جزیره!، چشم انداز بحران امنیتی در “لحَد داتو” ایالت صباح مالزی، جایگاه روابط عمومی در کشور مالزی، نگاهی به نظام مطبوعاتی و رسانه ای مالزی

diggfacebookmyspacestumbleupontwitter
 

3 Responses to “مالزی پس از پرواز ام.اچ 370: در مسیر بازگشت”

  1. Roya :

    درود
    نویسنده با پیش فرض سقوط مالزی و یا حباب بودن پیشرفت های آن سعی نموده که چند دلیل را پشت سر هم ردیف کند. حتی فراهم بودن امکانات ورضایت 50٪ از نوع حکمرانی و دولت این کشور را نیز کافی ندانسته است. عدم توجه مردم مالزی به شیعه گرایی را نیز جزو دلایل افول مالزی به حساب آورده است. در حالیکه مالزی جزو معدود کشورهای اسلامی و اغلب سنی است که حدود 50٪ مردم آن از حکمرانانشان رضایت دارند و آن طرف سطح رضایت مردم بزرگترین کشور شیعه جهان از حکمرانان به کمتر از 20٪  رسیده. فراموش نکنیم همان سیاست جهانی که مالزی را به این شکل در دنیا دخیل داشته است باغث انزوای بزرگترین کشور شیعه نیز شده است. حتی سطح محبوبیت نسبتا؛ بالای شیعیان در چند سال گذشته در مالزی در حال حاضر به شدت پایین آمده. حدود 17000 مبلغ سنی مالزیایی در مصر و عربستان مشغول تحصیل و کسب آموزش هستند در حالیکه به سختی حدود 100 نفر جذب حوزه های علمیه مذهبی شیعه در ایران و عراق شده اند. من معتقدم که نگاه از بالا به مالزی و سیاست کلی با این کشور میبایست قبل از وارد شدن آسیب غیر قابل جبران به اعتبار شیعه بازنگری شود.
    سپاس

  2. کامران :

    خیلی شورش کرده ای . اینطورها هم که شما نوشته ای نیست ما چندین ساله اینجا هستیم و ایین موارد را در سطح زیاد ندیده ایم.

  3. علی :

    تمام این نکات کاملا درست است. فقط اشکالش در اینست که “مالزی مدرن” را تنها یک ویترین دانستن اینرا متبادر به ذهن می کند که تمام این پیشرفتها کاذب است. درحالیکه دادن خدمات به مردم (بخصوص مردم شهرنشین در شهرهای مهم) واقعیت دارد؛ وهمچنین زیرساختهایی که این خدمات طلب می کند از برق و اینترنت و ساختمان گرفته تا بانکداری و مدیریت سرمایه؛ و همچنین وجود سرمایه گذارهای خارجی و خدماتی که به خارجیها (اعم از سرمایه گذار و توریست و نیروی کار و…) می دهد. درواقع درکنار تمام این اشکالات عنوان شده، این تصویر مالزی مدرن و درحال پیشرفت همچنان وجود دارد و به نظر می رسد این اشکالات حتی قادر به توقف این پیشرفت نیست (گرچه می تواند پیشرفت را کند کند). به این ترتیب نکته جالب و قابل مطالعه در مالزی (مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان) اینست که “پیشرفت” ممکنست الزاما همه جانبه و متوازن نباشد، اما می تواند پایدار باشد (شاید نه برای همیشه، ولی برای مدتهای طولانی). درعین حال باید درنظرداشت که بحرانهای درازمدت (و حتی رو به وخامت) سیاسی و اجتماعی وجهی از هویت مالزی را تشکیل می دهند که ظاهرا همزیستی مسالمت آمیزی با وجه پایدار و مرفه “مالزی مدرن” دارند (علیرغم تمام درگیریها و تناقضات گاه به گاه). اینکه در آینده دور، مالزی از کشورهای مثلا همسایه یا مشابه عقب بماند، یا بالاخره روزی این مشکلات – واقعا – سرباز کند، احتمالاتی است که واقعا برای هرکشوری با وضعیت پایدار می تواند اتفاق بیفتد (البته نه دقیقا به فرم مالزی، بسته به شرایط متفاوت هرکشوری). بهرصورت منظور من پیش بینی آینده دور نیست، ولی برای آینده نزدیک، مالزی وضعیت پایدارخودش را دارد و با پیشرفتی که احتمالا کند بشود یا نشود.

نظر شما

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>